فعلا بازار صحبت درباره تغيير و تحول در چند وزارتخانه داغ است. عده اي مي گويند اين تغييرات تاثيرات منفي دارد و مي تواند باعث عدم طراحي برنامه هاي بلند مدت توسط مديران شده و موجب پرداختن آنها به اقدامات دم دستي و عدم ثبات و تزلزل درجايگاه مسولين و اخلال در تبعيت كاركنان و مجموعه های پایین تر گردد.
اما آيا اين موارد تمام برداشتها از جابجايي مديران ارشد است؟
در خصوص جابجايي مديران كلان اجرايي، باید به این نکته توجه داشت که این امر قسمتی از اختیارات قانونی دولته و در این نوشته با نیم نگاهی به جامعه شناسی رفتار مردم و سوابق دولتمردان قبلی چند نكته ذکر می گردد:
1- شم سیاسی جامعه، دلایل بسیاری از اقدامات و حرکات مسولین را بلافاصله درک می کند و در اکثر موارد نجیبانه و با صبر و حوصله نظاره گر افعال آنهاست و فرصت کافی به منتخبین خود می دهد تا هر چه در چنته دارند به میدان آورند و در صورت اشتباه بودن برایند این حرکات، در انتخاب های بعدی عکس العمل و نظر خود را بسیار متمدنانه و محترمانه نشان می دهند.

ولی اگر در حین اجرای طرح و پروژه و ... توسط حکومت، نظرات و علائم واحدی، به صورت پچ پچ و صحبت های در گوشی در بین مردم ،در کوچه و بازار و محل کار و یا محفلها و مجالس خصوصی و یا به صورت واکنش های شبه قهرگونه بروز نماید نشانه و علامت حساسیت عمومی به آن موضوع بوده و برای تشخیص حد و حدود معقول یک فعل و اقدام، قابل اعتنا و توجه است و به راحتی نباید از کنارش گذشت و در آن موارد باید قدری بیشتر درنگ نمود.
شايد هنوز براي قشرهايي از عموم مردم مواردی از اين تغييرات غير قابل هضم باشد كه از بازخورد اين گونه خبرها در جامعه و در ميان مردم چنين استنباطي می شود مانند وزارت کشور که اگر بعضی از دلایل آن بیان شود مثمر ثمر خواهد بود.
2- گاهي مسئله تغییر و تحول از طرف بعضي از اشخاص و جناحهاي سياسي مخالف مرد انتقاد قرار می گیرد که آنها از کنار یک موضوع پیش پا افتاده یا به وقوع نپیوسته هم برای تخریب رئیس جمهور نمی گذرند.
در كشور ما دولتهاي قبلي كه با پشتوانه حزبي و گروهی به ميدان مي آمدند پس از پيروزي و به دست گرفتن اريكه قدرت براي اينكه شرمنده خيل هم حزبي هاي خود نشوند به قلع و قمع تمام افراد مخالف در تمامی رده ها مي پرداختند و دوستان خود را به جاي آنها مي نشاندند ( و به طنز یا جد مي گفتند تا آبدارچي هاي مخالف هم از جابجايي در امان نبودند) و روساي حزب هم با شگردها و داد و ستد هاي سياسي مهره هاي اصلي را از روي اقتضائات سياسي مي چيدند كه عموما با يك تركيب ثابت و مشخص و از قبل قابل پیش بینی بودند.
موارد بسیاری مشاهده گرديد که بعضي از این گروهها بلافاصله پس از تصدي قدرت و در همان ابتداي امر، بدون توجه به شايستگي ها و توانايي ها، به جذب و چیدن طرفداران خالص خود در اطراف و زیر مجموعه ها پرداخته و همه تمهيدات لازم را براي محكم كردن جايگاه خود انجام می دادند تا جاییکه زمانی با پیروزی اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری، در طول مدت زمان کمتر از سه ماه بیش از سی هزار نفر از هم حزبی ها و طرفداران خود را در رده هاي مياني و سطوح كارشناسي گماردند.
حال این سوال مطرح است که آيا در كشورهايي كه بسياري از همين آقايان سنگ آنها را به سينه مي زنند همین رویه حاکم است و تغییر بیش از چند هزار مدیر میانی و کارشناس به آن راحتی است و تغيير مديران کلان به اين سختي و پيچيدگي؟

گویا در کشور ما عده ای دوست دارند همواره سرنا را از طرف گشادش بدمند.
در كشورهاي پيشرفته تغيير در رده هاي كارشناسي و مديران مياني و عملياتي بر اساس قوانين خاص خود انجام مي شود و معمولا تغيير و تحول در آن سطوح باید بر اساس شاخص هاي وضع شده و طی سیر قانونی آن باشد و كمتر متاثر از تغييرات سياسي است ولي جابجايي در مديران كلان، بیشتر رنگ و بوی حزبي و سياسي دارد و تغيير در آن سطح متداول و پذيرفته شده است.
در دوره ای دیگر نیز نزدیک بود عده ای از طرف دیگر این بام سقوط نمایند، در سال ۷۵ ، پس از آنكه شخص دلخواه گروه و حزبی، دوره قانوني رياستش رو به اتمام بود مثل آب خوردن هوس کردند با تغيير در قانون اساسي دوره رياست وی را مادام العمر نمایند و تمام شعارها و تلاشها و حتی جمهوریتی که برای آن خودکشی می کردند ، همه کشک!، و یا یکی دیگر از آقایان اخیرا" گفته، صندلی ریاست به وی چسبیده! (نقل قول از اقای جاسبی)، ريشه اين امر در كجاست؟
مسلما همه اين موارد می تواند نشانه اي از يك نوع عدم بلوغ سياسي باشد.
ولي دولت نهم بر خلاف رويه دولتهای قبل و در اقدامي كاملا منطقي تركيب كارشناسي ادارات و وزارتخانه ها و ... را كما في السابق حفظ و در سطح مديران سياست گزار تغييراتي ايجاد نمود كه مي تواند مقدمه يك فرايند منطقي در اقدامات سياسي و در گستره مديريتي كشور باشد و در مجموع، حجم کل تغییرات نسبت به دولتهای قبلی بسیار اندک بوده.

اين رويكرد ارزشي و منطقی رئيس جمهور از جمله اقدامات ايجابي در پيشگيري و اصلاح يك باور غلط و همچنین جلوگيري از كند شدن حركت تيمي دولت از جانب بعضي موانع بازدارنده است.
البته تاكنون كسي بدين شكل و شهامت در سطح مدیریت اجرایی عمل نکرده و از سویی اين انديشه در مردم تقویت شده است كه در مملكت 70 ميليوني ما قحط الرجال نيست كه هميشه با يك تركيب مشخص و معين از وزير يا معاونين وزير و ... اداره شود و مدیران اجرایی نیز به این نتیجه رسیده اند در صورت شناسایی افراد تواناتر جهت سکانداری آن مجموعه ها، همواره آمادگی و پذیرش جابجایی از سوی آنها خواهد بود و اینها دستاورد کمی نیست.
در خصوص تغییرات اخیر نیز این نکته قابل ذکر است با توجه به اينكه مسولان اجرایی كشور ملزم به اجرا و تنظيم برنامه هاي خود بر اساس برنامه 5 ساله و چشم انداز 20 ساله هستند و صرفا در چهارچوب برنامههای كوتاه مدت و میان مدت مجری هستند تغییر یك یا چند وزیر نمی تواند تاثير چندانی در اهداف برنامه ها داشته باشد ولي در پروسه کیفی و کمی اجراي برنامه ها تاثير گزار است.
+موسوی کاشانی
| سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387
|
نوشته زیر کامنت یکی از دوستان به نام محمد برای پست «احمدی نژاد و مهندسی فردا» همراه با کمی تا قسمتی جواب بنده می باشد.
.......................................................................................................
نویسنده: محمد
شنبه 24 فروردین1387 ساعت: 20:42
« احمدی نژاد تنها یک سال دیگر وقت دارد که بتواند وعده هایش را محقق کند یک سری معایب داشت و یه سری مزایا
مزایاش رو شما گفتین بزارید ما هم معایبش رو بگیم
حقیقتا احمدی نژاد یک سری کارهایش در حد یه مدیر در سطح کلان نیست اینکه وقت گزارده شود و به تک تک جا ها و روستا های کشور سر زده شود کار سختی است ما در مدیریت داریم که یک مدیر باید نگاه کلی داشته باشد و نگاهش سیستمی باشد نه اینطور که یه روستارو کارشو حل کنیم بحثی ندارم این کار قطعا کار خوبیه در ظاهر حل مشکلات یه روستا ولی در باطن مگر ما به عدل اعتقاد نداریم عدل یعنی قرار دادن هرچی سرجای خودش احمدی نژاد باید سر جای خودش مسئول استان سرجای خودش مسئول بخش و.....»
محمد عزيز!
حرف شما در بعضی موارد درست است ولی در آن نوشته قصد بيان اقدامات مثبت و يا منفي دولت نبوده و صحبت در اين زمينه فرصتي ديگر مي طلبد. هدف ذکر يكي از خصوصیات شخص اول اجرايي كشور و تاثیرات مشي و تفكر او بر روند امور جاري و همچنین آسيب شناسي سيستم هاي دولتي در ایران بوده. بحث درباره اعتقاد به حذف قوانين دست و پاگير و فاكتورگيري از موارد مشابه در برنامه ها و تصميمات بود كه تسريع در رسيدن به اهداف و صرفه جويي در بيت المال حداقل فايده آن است.
در مديريت، كسب اطلاعات جهت اشراف كامل به موضوع یا پروژه مورد بررسي قبل از انجام آن و آگاهي از بازخورد اقدامات قبلي، شرط لازم براي ادامه و يا شروع يك طرح است (مانند پزشكي كه همواره بايد با كنترل علائم حياتي بیمار از ميزان تاثير دوز دارويي تجويز شده براي وی مطلع باشد).
اصولا اطلاعات یک مسول از چند كانال جمع آوري مي شود:
- از طريق گزارش كارشناسان ، مدیران و ...
- از طريق مطالعه و يا تخصص در آن زمينه
- بازديد و مشاهده پروژه ها از نزديك و ...
دوست عزيز اصطلاح نگاه كلي در مديريت اين گونه تعريف نمي شود كه مدير و يا كاملتر بگويم فرد سياست گذار با حداقل اطلاعات در خصوص بعضي از مناطق و موضوعات و صرفا در پشت درهاي بسته به نوشتن طرح و لايحه در رابطه با آنها بپردازد و هیچگاه انزوای مدیران یک مزیت حساب نمی شود.
اينكه فردي در تهران و بدون كسب كمترين اطلاعات اوليه از موضوعي در سيستان و بلوچستان قانون و بخشنامه ای را مي نويسد یا اعتباری را تعيين مي كند مثلا اعلام میکند که حوادث غير مترقبه جهت پرداخت خسارت به كشاورزان آن استان، فقط بارش تگرگ و يخبندان تعریف می گردد و يا مجوز 135 كارخانه توليد موتور سيكلت در يك سال داده مي شود كه ماحصل آن تلفات جاني گسترده (به اندازه زمان جنگ) و ورشكستگي تمام آن كارخانه ها بعد از چند سال و یا برگزاری آزمون قبل از قبل از استخدام یا همان آزمون ادواری و ...... اصلا عقلانی نبوده و این رویه ها يك آفت براي اداره كشور است.
اكثر مديران ما عادت کرده اند خود را در اتاقها محبوس كنند. شايد به دليل تنبلي و يا اعتياد به پشت ميز نشيني باشد.آنها ارتباط خود را با جهان پيرامون قطع کرده و اصلا پيگير بازخورد اقدامات و سياست گذاري هاي خود نيستند و فقط به گزارشات سطحي و آبكي و صوری دل خوش مي كنند.
در ثاني در خصوص تنظیم وقت رئیس جمهور، در حال حاضر فکر کنم بیشتر وقت رياست جمهوري در تهران و ساختمان پاستور سپري مي شود و بازديدها و سفرهای استانی بيشتر به منظور بررسي ميزان پيشرفت مصوبات دولت ، آشنايي با مشكلات و ارتباط نزديك با مردم مناطق مختلف كشور انجام مي شود که یکی دیگر از اهداف آن نیز، سنت شدن اين رويه براي مسولين میانی و ادامه آن توسط آنها مي باشد. در خصوص حل مشکلات فرضا یک روستا که قید نموده ای، شاید رفع یک یا چند درخواست به صورت موردی و در حین بازدید رئیس جمهور بوده و پیگیری امور روستاهها در حال حاضر به اين شكل كه تصور مي کنی نیست و اصلا امكان پذير هم نمي باشد و معمولا از طریق مبادی تعریف شده مانند شوراهها ،بخشداری ها ، فرمانداری و یا استانداری ها می باشد.
البته تا آنجا که من اطلاع دارم و شاهد بوده ام در استانها به پیروی از سفرهای استانی رئیس جمهور، گروههای سفیران خدمت تشکیل شده که در استان متشکل از استاندار و مدیران کل ادارات می باشند و ماهیانه به شهرها میروند و در شهرها و شهرستانها نیز فرماندار و رئیس ادارات که به صورت مرتب در روستاهها و بخش ها با حضور مردم جلسه می گذارند و روستاههای بسیاری را دیده ام که شاید پای هیچ مسول جزئی هم بدانجا نرسیده ولی در این دوسال بارها و بارها استانداران و یا فرمانداران به همراه مدیران و مسولان به منظور پیگیری مشکلات و درخواست مردم بدانجاهها رفته اند و چهره های ذوق زده و متعجب اهالی و............
+موسوی کاشانی
| یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387
|
بعد از گذشت سه سال با وجود بعضی ضعف ها و کاستی ها ولی مي توان ادعا نمود بعضي از خصايص شخصي و مديريتي مثبت رئيس جمهور علی رغم موانع عمده ، نه تنها در حرف بلكه در عمل حفظ و نمايان شده است .
خصوصياتي مانند اعتماد به نفس بالا، تلاش و پشتكار بي نظير، ساده زيستي، برقراري ارتباط آسان با مردم، خلاقيت، اعتقاد عميق به امام عصر(عج) ، احترام قائل شدن به تك تك افراد جامعه در قالب سفرهاي استاني و ملاقات با مردم، توانايي استفاده مفيد از موقعيت هايي كه به عنوان بحران براي وي ايجاد مي شود(مديريت بحران) مانند سخنراني در دانشگاه كلمبيا و کنترل و کاهش شدت اثرات خشکسالی ها و بحرانهای اقتصادی جهانی و ... بر اقتصاد بیمار کشور و تحمل مخالفین (مانند برگزاري جلسه با 57 اقتصاددان و آتش زدن تصاوير وي در دانشگاه امير كبير و هتاكي هاي گسترده مخالفان ايدهاي وي در مطبوعات) و....
تفكر و ذهن سیستمیک موجب شده از بدو امر تاكنون همواره بر حذف موارد زائد و بيهوده در مسیر برنامه ریزی ها و تصمیمات اتخاذ شده تاكيد کند و فاكتورگيري از قوانين مشابه و فعاليت هاي موازي را در دستور كار خود قرار دهد و رعایت آن را به وزرا و مديران نيز تاكيد نماید كه اثرات اين ايده در شيوه بودجه نويسي سال 87 و حذف تبصره هاي گوناگون و بي مورد آن، تفويض اختيارات بيشتر به استانداران، انحلال خدایگان انحصاری بودجه کشور در سازمان مديريت، كاهش شوراههاي مشابه در حوزه نهاد رياست جمهوري، تاكيد بر ارتباط مستقيم با مردم و سرمایه گذاری برای اتمام پروژه هاي نيمه كاره و...شاهد بوده ایم.
از مزیت های این روش، صرفه جويي در هزينه ها، دستيابي سريع تر به اهداف، كوتاه شدن مدت زمان اجراي پروژه ها ، افزايش تحرك و پويايي در بدنه اجرايي كشور ، كاهش فساد اداري و ارتقای کارآمدی و ميزان كار مفيد در سيستم هاي دولتي و امکان تحقق اهداف برنامه هاي 5 ساله و 20 ساله در افقي نزديكتر مي باشد.
البته پياده نمودن چنين تفكري در ايران بسيار مشكل مي باشد و بدون تشکیلات و تیم قوی مشکلتر، چرا كه بدنه اجرائي كشور در طي نيم قرن اخير دچار يك نوع روزمرگي مزمن و تفكر « باري به هر جهت» شده و به شتاب حلزوني خود كاملا عادت نموده و وجود فساد اداري و سوء مديريت را در درون خود به عنوان يك صفت پايدار و نهادينه شده پذيرفته است.
با وجود برنامه های گوناگون جهت کوچک نمودن و جلوگیری از بزرگتر شدن دولت و یا افزایش سطح کارآیی سازمانها ولی تاکنون نتایج سودمندی کسب نشده است. در پنجاه سال اخیر دولتها همواره گرفتار يك دور تسلسل و چرخه بسته بوده اند. بدين شكل كه ناكارآمدي دستگاه ها باعث زايش سيستم هاي موازي ديگر به منظور رفع نقيصه آنها شده و خود اين ترميم باعث بزرگتر شدن بدنه دولت شده و سنگيني و اضافه وزن بيشتر، که این امر مجددا باعث كاهش بهره وري و در نتیجه توليد سازمانهاي موازي ديگر به منظور پر كردن خلا كم كاري و كم تحركي جديد شده و مجددا اين چرخه به حالت اول بر می گردد و شروع دوباره ...
به قول دوستي كه به طنز مي گفت: اين چند سال نشان داد كه تلاش و پشتکار و تفكر مهندسي و خلاق رئيس دستگاه اجرايي كشور نسبت به فضای محافظه کارانه حاکم بر سيستم اجرايي به مانند راننده ماشين سريع السيري است كه بخواهد با يك ماشين فرسوده ي مدل قديمي رانندگي نمايد و از سويي مصلحت انديشان نيز كه به اين وسيله عادت كرده اند اجازه هيچ گونه دست كاري و تغييري در آن را هم به وي نمي دهند.
+موسوی کاشانی
| جمعه بیست و سوم فروردین 1387
|
بعد از گذشت 20 روز از عيد، بالاخره دیشب باران خوبي آمد و فضای شهرها و روستا ها را تمیز و لطیف کرد.
امسال آسمان آفتابي تعطيلات ابتدای سال، خيلي ها را وسوسه كرد تا با وسايل نقليه خود به شهري ، شهرستاني و يا كوه و کمر سفر کنند(البته سهمیه بنزین نوروز و آزاد هم مزید بر علت بود)و هواي بدون باران و مناسب هم به مدد آنها آمد تا مسافرت بدون دغدغه اي داشته باشند و هر كجا كه در مسير راهشان اراده مي كردند چادر مسافرتي و بساط خود را پهن مي كردند و استراحتي.
در ایام تعطیلات وقتي به دهاتمون(البته حالا ديگه براي خودش شهري شده) و دشت و صحراي اطرافش مي رفتم به كشاورزان كه مي رسيدم مي گفتند برفهاي زمستان قبل خيلي به موقع و مناسب بود ولي جوانه هاي گندم و جو به خاطر سرماي شديد و يخبندان طولاني پارسال، در زير برف و یخ رشد نكرده اند اما اگر باران خوبي ببارد جوانه ها جان دوباره مي گيرند و رشد خوبي مي كنند وگرنه...
به دامداران و گله داران كه مي رسيدم مي گفتند بوته ها و گياهان صحرايي منتظر چند تا باران خوب بهاري هستند تا دشت و صحرا را سبز و خرم كنند و دامهاي اونها هم به نوايي برسند وگرنه....

با برادرم كه پزشك اونجاست صحبت می کردم، می گفت امسال بيماري هاي حساسيتي و آلرژي به خاطر خشکی هوا شايع بوده ولي اگر بارندگي بشود از شدت این بیماری ها و عوارضش خيلي كم مي شه....
از سوی دیگر انبوه مسافران نوروزي را می دیدم كه شبها در پارك نزدیک منزلم، بدلیل پيدا نكردن مكان مناسب در شهر و يا علاقه خودشان، در همان فضاي باز پارک استراحت مي كردند به حدی که چادرها چنان کنار هم چیده می شد که دیگر جایی برای سوزن انداختن نبود و از آن طرف دلشوره كشاورزان و دامداران و نگاه انها را به آسمان می دیدم، و خداي مهرباني كه در اون بالا خدايي مي كرد و دل بندگانش را شاد مي خواست.
اما حالا پس از گذشت ۲۰ روز از عید، وقتی دقت می کنم می بینم با هواي صاف و آفتابي ابتداي سال و بارندگي ديروز و ديشب، هم جماعت اهل سیر و سفر، مسافرت خوب و با دغدغه کمتری داشتند و هم دل نازک و آسمانی كشاورزان و روستائیان شاد شد؛ همچنین جوانه هاي كوچك گندم و بره هاي تازه به دنيا آمده.
امام حسین (ع): نعمتها بهره هايي كوتاه است ولي سپاس گزاري هم نعمت است و هم فرجام نيك را نويد مي دهد.
+موسوی کاشانی
| چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387
|
بسياري از كاربران اينترنتي به دلایل مختلف که بیشتر از روی کنجکاوی بوده فيلم كوتاه و شبه مستند فتنه را مشاهده كرده اند.
فيلمي كه توسط گيرت وايلدرز نماينده افراطی پارلمان هلند توليد و در فضاي يكي از سايتهاي ويدئويي قرار گرفت.
اين روزها، نام وايلدرز به خاطر اين فيلم 16دقيقهاي که برداشتهای نادرست خود از قرآن را منشأ الهامگيري براي حملات تروريستي و ديگر خشونتها معرفي کرده و ان را با کتاب «نبرد من» هيتلر برابر دانسته و ادعا ميكند: قرآن و اسلام بايد در هلند محدود و ممنوع شود، در نشريههاي گوناگون دنيا زياد به چشم ميخورد.

او تمام تلاش خود را بکار برده تا در ثانيه به ثانيه فيلمش، خشن ترين تصاوير را همراه با پخش تلاوت آيات قرآن و چهره مسلمانان و در بسياري از صحنه ها علائمی غير واقعي از دين اسلام نشان دهد.
پخش دلخراش ترين صحنه ها مانند قتل ، سر بريدن انسانی، انفجار بمب در میان جمعیت ، مثله نمودن بدنها و يا سقوط کارکنان خانم بانک جهانی از ساختمان در دود و آتش برجهای دوقلوی نیویورک، و لحظه هاي در اتش سوختن انسانها در اين برنامه طوري طراحي شده كه مسبب و ریشه اصلی تمام اين جنايات، اعتقادات وحياني مسلمانان تلقي شود. او سعي ميكند با هدایت و نشانه گیری حس ترحم مخاطبان خود به سمت و سوی مقتولینی که در اکثر موارد قاتلان انها هنوز هم ناشناخته هستند، حس تنفر از مسببان دلخواه و مورد نظر خود را در دل بيننده و مردم غرب ايجاد و شعله ور نمايد.
ولي ريشه و انگیزه تولید چنین برنامه ای چه مي تواند باشد؟ شاید از اين خبر كه چندي پيش از طریق رسانه ها پخش شد مطلع شده ايد: ‹‹ موسسات تحقيقات اجتماعي بروکسل اعلام کردند که تا بيست سال آينده، اسلام دين اول مردم پايتختهاي اروپايي خواهد شد كه اشاعه اسلام در ميان مردم فرهيخته و دانشگاهيان اروپايي بيشتر از ساير گروههاي اجتماعي است.›› و يا «دومين اسم كه والدين در انگليس بر روي فرزندان خود نهاده اند نام محمد بوده است.» و خبرهای مشابه دیگر.

سازنده فیلم در صحنه اي از دقيقه دهم آن، نمايي از يك مسجد در هلند را نشان مي دهد که در زمينه آن نوشته شده :‹‹ هلند زير هجوم اسلام›› و سپس وايلدرز دلیل خشم و ترس بيمارگونه خود را با نمايش نمودار رشد تصاعدي و روز افزون آمار مسلمانان همراه با تصاویر زنان محجبه و مناره های مساجد در هلند نشان می دهد و آينده موهومی كه مملو از قتل و خشونت و ... است و در ذهن مالیخولیایی خود بوجود اورده براي آن كشور ترسيم ميكند.
در حقيقت سازنده ی فیلم «فتنه» از گسترش اسلام در اروپا به شدت هراس دارد و سعي بسياري مي كند تا تصویر غير واقعي خويش را از دين اسلام به ديگران نیز منتقل و انها را تهييج به اقدامات عملي براي محدود كردن و مبارزه با گسترش آن كند. وگرنه همه مي دانيم نه گروه القاعده (که عده ای معتقدند تحت کنترل سیا می باشد) نماينده اهل تسنن هستند و نه چند نفر قمه به دست در ميان جمعیت دهها ميليوني شيعيان، نماد تشيع و نه صهيونيست هاي آدم كش نماينده يهوديان و نه همجنس بازان و فاسدان در غرب نشان مسيحيت.
این فیلم به روایتی دیگر تلاش می کند یک دین آسمانی را عامل خشونت و جنگ در جهان قلمداد کند، البته این اندیشه در بسیاری از افراد لائیک و سکولار حتی در میان بعضی از مسلمانان به اصطلاح دگر اندیش و نو اندیش نیز رسوخ کرده است. ساده انگاري است كه ماهيت جنگهاي بشر را با منشا ديني بپنداريم، چرا كه حداقل در اين چند قرن اخير دو جنگ بزرگ جهاني در دنيا رخ داده كه دهها میلیون (به تعداد جمعيت كشور ما) كشته و زخمي داشته که ماهيت ديني هم عامل ان نبوده و صرفا دنیوی بوده و يا قتل و عام مردم بومي قاره هاي افريقا و امريكا و ... و نابودی تمدنهای چند هزار ساله انها توسط همين اروپايي هاي متمدن و سایر جنگهاي منطقه اي مانند جنگ ويتنام و خليج فارس و ... كه ريشه ي اكثر انها حس جاه طلبي انسانها و دوري از معنویت و خدا بوده است.
حتي علت اولیه مسئله ی فلسطین هم دینی نبوده است. مسئله ی فلسطین با اعتراض ملی به شهروند درجه دوم بودن فلسطینیان در سرزمین خودشان شروع شد و سپس با اشغال قسمتی از سرزمین انها وارد فاز دیگری شد. بعد از جنگ دوم جهانی و دوره ناصر و همچنين در سال های 70 میلادی و در دورانی که سازمان آزادیبخش فلسطین و عرفات قدرت گرفتند، مسئله ی فلسطین بیشتر ملی و پان عربی بود . جنبه ی قوی دینی امروز، از دهه ی هشتاد میلادی شروع شد که باعث همگرایی مسلمانان ( تاکید بر ملت هاست نه دولت ها) با ملیت های مختلف و حمایت گسترده تر از این مردم مظلوم در برابر غاصبان صهیونیسم گردید. در هر صورت اصل ماجرا، اعمال جنایتبار عده اي متعصب علیه فلسطينيان بوده كه باعث اعتراض و واکنش آنها شده،

و انها را در جايگاه دفاع از جان و ناموس و وطن خود قرار داده که تاكنون نیز هيچ وجدان بيداري دفاع يك انسان از خود و تعلقاتش را در برابر هجوم ظالمي مذمت نكرده حال آن فرد يك پارتيزان فرانسوي در برابر اشغالگران نازی باشد يا يك سرباز ويت كنگ در برابر وحشی گری امریکایی ها و يا يك نيروي مقاومت اسلامی ، حماس و حزب الله لبنان در برابر جنایتکاران و اشغالگران اسراییل.
کلا تقدس در ذات دفاع نهفته است و با کمک این گونه فیلمها و صحنه سازي ها هم نمی توان به جنگ فطرت انسانها رفت و با امداد از سحر ساحران قرن بيست و يكم ظالم را در جايگاه مظلوم نشاند و حقیقت را طور دیگری ترسیم و تجسم کرد. گیرت رایلدرز نیز حلقه ای است از این زنجیره ظلم، او فردي است با سابقه فعاليتهای ضد ديني كه به اعتراف بسیاری از افراد در مصاحبه با مطبوعات هلندي، به ملاقات با مقامات موساد و البته اولمرت و شارون و همينطور ديدارهاي متعددش از تل آويو معروف است.


آنچه اين بار طراحي شده، تنها بخش کوچکي از يک پروسه ضد اسلامي در غرب و ادامه توهين به مقدسات مسلمين در اروپاست.فتنه اي که پس از انهدام مشكوك برجهاي دوقلو و با اعلام شروع جنگهاي صليبي! توسط فرهنگ سازان دهكده جهاني طراحي و دستور اجراي ان داده شد و در پس چهره هاي خندان نمايندگان پارلمان هاي کشورهاي اروپايي جا خوش کرد. گويا عده اي از ترس سقوط دولت هاي آزادي محور و پشتيبان حقوق بشرشان به استراتژي فرار به جلو متوسل شده اند و از ثانیه و لحظه اي براي تضعيف و تخریب وجه لطیف و زیبای اسلام در جهان غرب دریغ نمي کنند.
+موسوی کاشانی
| یکشنبه هجدهم فروردین 1387
|
آخرين قسمت سريال طنز مرد هزار چهره هم پخش شد. اين سريال كه به مناسبت ايام نوروز در 13 قسمت تهيه و پخش شد مانند ساير اثار چند سال اخير اقاي مديري با نقدهاي متفاوت و گاه كاملا متضاد روبرو گردید.
اما وي در برنامه مرد هزار چهره سعي كرد با بزرگنمايي و كاريكاتوريزه نمودن بعضي از اشكالات و اتفاقات در گروههاي شغلي مانند پزشكان ، نيروي انتظامي ، بعضي محفلهاي ادبي و...، فرهنگ عمومي جامعه را به نقد بكشد.

مهمترين نكته اي كه در اين مجموعه بسيار بدان پرداخته شده است سوق داده شدن افراد حتي اشخاص مودب به اداب اجتماعي و قانونگرا و نسلهاي جديد كه تازه وارد اجتماع مي شوند؛ به سمت قانون گريزي است. به نحوي كه اگر شخصي كاملاً قانون گرا ولي منزوي ( با اعتماد نفس پايين و تعارفي) وارد زندگي واقعي اجتماع شود، عليرغم ميل باطني خود و به صورت ناخودآگاه به سمت و سوي خلاف ترغيب و تشويق و يا اصطلاحا هل داده مي شود.
در حقيقت افراد سالم قرباني بي نظمي نهفته در روابط اجتماعی مي شوند كه البته آقاي مديري با زيركي خاص و تشكيل دادگاهي سعي نموده به داستان خود هدف و نتيجه اخلاقي بدهد كه البته از حواشي و موضوعات مطرح شده در ان دادگاه نيز چند مطلب برداشت مي شود:
1- در اين دادگاه افرادی که باید در جایگاه متهم باشند به جاي شاكي نشسته اند و فرد قرباني محاكمه مي شود.
2- تاكيد بر احساسي بودن مردم به نحوي كه راي تمامي شاكيان با تحريك احساسات آنها و در آخرين لحظه دفاع متهم در یک لحظه عوض مي شود. ( البته این دفاع احساسی اخر و کلمات ذکر شده را در جایی دیده یا خوانده ام اما به خاطر نمی اورم کجا بوده است)
3- عدم توجه به دفاعيات متهم و حملات كور به وي توسط جامعه كه در مصاحبه خبرنگار با مردمي كه در محل درب دادگاه منتظر انتقال متهم بودند نمایش داده شده که به نوعی به بی منطقی انها نیز صحه گذاشته است.

نكته ديگري كه در اين مجموعه مشاهده شد، با وجود انکه ماجراهاي فیلم در زمان حال اتفاق مي افتاد ولی از بعضي وسائل و نمادهاي گذشته مانند اتومبيل هاي نو و شيك قديمي در بعضی قسمتها استفاده می شود. شايد منظور نويسنده اشاره به رسوخ تشريفات و تجملات دوره قبل در نظام فعلي كشور باشد.
اينها مطالبي بود كه به ذهن من رسید و اصولا باید گفت مهران مديري و تيمش همواره با ديدي انتقادي ولي در قالب طنز به دنياي پيرامون خود نگريسته اند. برخورد او از اين زاويه به موضوعات و معظلات اجتماعي، سياسي ، فرهنگي و اقتصادي و ... باعث شده است دايره و گستره نقد برنامه هايش نيز بسيار متنوع و گسترده شود.
بي شك وی يك تراژدي ساز و يا ملودرام ساز نيست. او يك طنز پرداز و كمدين تلويزيوني است و در حوزه طنز نيز انتظاري كه يك بيننده تلويزيون از شخصيتهاي طنزپردازی مانند مهران غفوريان و حميد لولايي و يا عمو پوررنگ(محبوب بچه ها كه همه چيز را مثبت مي بيند و كيلو كيلو انرژي و روحيه از خود صادر مي كند)دارد ، نمي تواند از وی داشته باشد.
مي توان اينگونه ادعا نمود كه او يك طنز پرداز خلاق و آگاه به مسائل روز است كه بعضي ازمعظلات و مشکلات را با توانايي خاص خود و با ابزار طنز ، به زير تيغ نقد مي كشد .
ولي گاهي و در صحنه هايي چنان تيره و تار به اطراف خود مي نگرد و كليت جامعه را زير سوال مي برد كه گويا به جز سياهي نمي خواهد ببيند و هيچ شخصيت مثبتي در ذهن و داستان وي نباید يافت شود مانند قسمتهایی از سريال برره و باغ مظفر و مرد هزار چهره و....
در کشور ما ذهنیت کاملا منفی و تحقیر امیز از مردم، از خصوصيات بعضی روشنفكران است که به انتهاي راه رسيده اند. هر چند مديري در قسمت هايي این تیپ را نيز به نقد كشيده ولي غلطيدن در ورطه اي که اشكارا و گاهي در لفافه به همه به ديده تحقير و از بالا نگاه شود ( در بعضي از
قسمتها و صحنه ها مشاهده ميشود)، مي تواند به یک بن بست در راه هنرمند تبدیل شود كه کمترین نتیجه آن انزواي فرد و جدا شدن از بافت و پیکر جامعه خود است و راه گریز از این دام نیز فراموش نکردن هدف و كار براي مردم است، با وجود انکه تمامی رفتارهای انها به نقد کشیده می شود، باز هم عشق و علاقه خود را از منتقد خود دریغ نمی کنند و این انتهای روشنفکری واقعی است.
مسلما فرد هوشياري مانند مهران مدیری با آسيب شناسي مداوم حركت خود هرگز به مسير افرادي همچون ابراهيم نبوي و نيك آهنگ كوثر و... نخواهد افتاد.
(هر چه جستجو کردم تا تصویری از محفل روشنفکری و ادبی این سریال پیدا کنم موفق نشدم)
+موسوی کاشانی
| چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387
|
به امام علي (ع) خبر رسيد كه معاويه تصميم دارد با يك لشكر مجهز به كوفه حمله كند.
امام(ع) براي دفع حمله دشمنان از كوفه بيرون امد و با سپاه خود به سوي صفين حركت نمودند.
در بين راه به شهر مدائن (پايتخت پادشاهان ساساني) رسيدند و وارد كاخ كسري شدند.
حضرت پس از اداي نماز با گروهي از يارانش مشغول گشت و گذار در ويرانه هاي كاخ شدند و به هر قسمت كاخ كه مي رسيدند به يارانش توضيح مي دادند به طوري كه باعث تعجب اصحاب مي شد و عاقبت يكي از آنان گفت: يا اميرالمومنين! انچنان وضع كاخ را توضيح ميدهيد كه گويا مدتها اينجا زندگي كرده ايد!

در ان لحظات كه حضرت ويرانه هاي كاخ و تالارها را تماشا مي كردند، جمجمه اي پوسيده را در گوشه خرابه ديدند، به يكي از يارانش فرمود:
ان را برداشته و همراه من بيا!
سپس علي (ع) بر ايوان مدائن امد و در انجا با همراهان نشست و دستور داد تشتي اوردند
و خطاب به اورنده جمجمه فرمود: ان را در تشت بگذار!
انگاه امام خطاب به استخوانهاي پوسيده فرمود:
اي جمجمه! تو را قسم مي دهم، بگويي كه من كيستم و تو كيستي!
ان استخوانها به سخن امدند و بيان داشتند:
تو اميرالمومنين، سرور جانشينان و رهبر پرهيزكاران و پارسايان هستي و من بنده اي از بندگان خدا هستم.
علي(ع) پرسيد:
حالت چگونه است؟
جواب داد:
يا اميرالمومنين! من انوشیروان، پادشاهي عادل بودم،
نسبت به زير دستان مهر و محبت داشتم،
راضي نبودم كسي در حكومت من ستم ببيند ولي در دين مجوس بودم.
هنگامي كه پيامبر اكرم(ص) به دنيا امد كاخ من شكافي برداشت. انگاه كه به رسالت مبعوث شد، من خواستم اسلام بپذيرم ولي زرق و برق سلطنت مرا از اسلام باز داشت و اكنون پشيمانم.
اي كاش من هم ايمان مي اوردم ولي در عين حال به خاطر عدالتم از اتش دوزخ در امانم.
افسوس! اگر اسلام مي اوردم، من هم با تو بودم اي اميرالمومنين و اي بزرگ خاندان پيغمبر!
* برگرفته از فصل نامه شميم معرفت
+موسوی کاشانی
| یکشنبه یازدهم فروردین 1387
|

+موسوی کاشانی
| پنجشنبه هشتم فروردین 1387
|
تحلیل نتایج انتخابات مجلس هشتم نشان از پیروزی بالای اصولگرایان در کشور دارد ولی با توجه به تکثر در میان لیستهای اصولگرایان، عملكرد بعضي از شهرهاي مركزي كشور مانند تهران و اصفهان و كاشان و يزد و شيراز و ... قابل تامل است.
در انتخابات سوم تير يكي از عوامل اصلي در كسب موفقيت اقاي احمدي نژاد، اراي حداكثري مردم شهرهاي فوق الذكر و اقبال انها به منش و ديدگاههاي ايشان بود. پس از گذشت سه سال و در انتخابات اخير مجلس نيز با توجه به وجود عوامل بازدارنده متعدد در كسب اراي مثبت مانند وجود تورم و سهميه بندي سوخت و... ولي باز هم نتايج اين حوزه ها حاكي از اين امر دارد كه مردم اين مراكز به نسبت سایر مناطق كشور سعي كردند افرادي را به مجلس روانه كنند كه ديدگاههايي متمايل تر به رویه رئيس جمهور را داشته باشند.
حتی بررسي ريزتر اراي اين شهرها مويد اين نکته است كه در خود اين شهرها نيز به نسبت مناطق اطرافشان باز هم ديدگاههاي مثبت تري به رئيس جمهور وجود دارد.

این موضوع از زوایای مختلفی قابل بررسی است. ولی اگر از نظر اقتصادي و رفاه اجتماعي در نظر بگيريم قاطبه ساكنين اين شهرها جزء اقشار متوسط جامعه ميباشند كه از يك رفاه نسبي بهتری در مقایسه با ساير نقاط كشور برخوردار می باشند و از جهاتی نسبت به کشور و ارزشهای انقلاب دغدغه و حساسیت بیشتری از خود نشان داده و می دهند و رشادت جوانان این شهرها در لشکر محمد رسول الله(ص) و امام حسین (ع)و ... در طول جنگ تحمیلی هنوز فراموش نشده است.
نظریه غالب در این شهرها عملكرد اقاي احمدي نژاد در كسب عزت و اقتدار ملي و دفاع از غرور و حيثيت جمعي ايرانيان در صحنه جهاني و بازگشت به بعضی اصول فراموش شده را مثبت ارزيابي نموده و بسياري از اقدامات دیگر مانند ساده زيستي ، سفرهاي استاني ، تلاش و پشتکار بي وقفه وي و تيمش و تابو شكني از تقدس های خیالی و مبارزه با بعضی از ناهنجاری ها كه تبديل به هنجار شده بودند را در زمره اقدامات مورد تائید قرار داده اند. مسلما ترميم احساسات پاک و زلال مذهبی جامعه نیز كه توسط بعضي از عملكردهاي قبلي جريحه دار شده بود همواره در اولويت خواسته های انها قرار داشته و نتایج حاصله نیز نشان از اين امر دارد.
ولی با توجه به اثرات منفي و عميق تر تورم در استانها و شهرهاي محروم با وجود تلاش دولتمردان، اين اقبال عمومي تا حدودي در این شهرها کمرنگ تر دیده میشود كه انشاءالله دولت محترم بتواند با مهار غول پير تورم و پی ریزی شالود های اقتصادی پیشرفته متناسب با وضعیت کشورمان، به عنوان اولین دولت خط شكن در اين زمينه محسوب گشته و مورد توجه بيش از پيش تمام اقشار جامعه قرار گيرد و نمودار اقبال به ان در تمام ایران از يك سير صعودي بهتري برخوردار شود.
+موسوی کاشانی
| شنبه سوم فروردین 1387
|
عده اي از طرفداران پر و پا قرص يكي از نامزدهاي انتخابات اخیر با مشاهده عوامل و نشانه هاي متعدد ظاهري و گول زننده دوره تبليغات، به راي اوردن كانديداي خود مطمئن شده بودند و انتخاب نامزد خود را با يقين قلبي باور كرده بودند.
همين امر باعث شد در چند روز باقي مانده به راي گيري بسياري از مكنونات قلبي خويش را نيز عيان كنند. تهديد به تغيير بعضي از مديران! حفظ شهردار و ادامه شيطنت هاي قبلي دربرخورد با نماينده ولي فقيه و... كه اظهار اين موارد در محفلهاي خصوصي و نيمه خصوصي توسط انها باعث شد كه در ساعت 4 صبح شنبه 25/ 12 86 با مشخص شدن تكليف انتخابات به دنبال مكانهاي مناسب براي دور شدن از تير رس ديد عموم بروند و منتظر بمانند تا با گذر از فرصت تعطيلات نوروز، مردم لافهاي انها را نيز فراموش كنند.
البته اين جماعتي را كه من مي شناسم شايد چند روز خجالت بكشند ولي هيچ گاه پشيمان از عمل خود نمي شوند و هرگز هم درس عبرت نمي گيرند چون عبرت اموزي را در شان خود نمي دانند.
+موسوی کاشانی
| شنبه سوم فروردین 1387
|