- يكي از دوستان تعريف مي كرد كه دبيرخانه مجمع تشخيص، درخواست هايي براي جذب و بکار گیری بعضی نمايندگان دوره هفتم در کمیسیون های مجمع، ارسال نموده. جالب اینجاست که این نمایندگان ناکام در انتخابات قبل، به حاج آقا شدیدا علاقمند و با دولت فعلی مشكل فنی دارند.
البته اگر وضع بدين منوال پيش برود آن مركز بيشتر شبيه به كانون بازنشتگان يك گروه سياسي سازنده! خواهد شد كه در لایحه بودجه سالهاي بعد جهت ازدياد تبصره ها و رديف ها و برای دخالت کاملا كارشناسي! در وظائف دولت و مجلس، توانایی اثرگذاری عمیق تری خواهد داشت.

- راستي شایعه وجود حالت ويژه در كشور و حمله قريب الوقوع آمريكا را به خاطر دارید؟ شایعه ای كه مدتي قبل توسط عده اي ( با گرای اشتباه بعضی دوستان عرب! مانند سعود الفيصل) شروع و فضاي كشور را ملتهب و هر روز درباره آن سخنراني و قلم فرسايي نمودند، تا جائیکه ساعت دقیق حمله نیز ذکر شد. و بعد هم ما که نمی دانیم این قائله چگونه فروكش كرد؟! شما می دانید؟
ولي در مجموع اينگونه استنباط مي شود آقایان مختارند در بازي اختلافات سياسي خود هر وقت عشق محترمشان میل فرمود و استنباط نمودند، همه چيز را به بازي بگيرند حتي احساس امنيت و آرامش مردم را.
- تازه ترین سمپاشی!
اخیرا عده اي به مباحث اعتقادي رئيس جمهور ايراد گرفته اند. اينان در زنجیره تخريب رئيس جمهور از مسائل سطحي و انتقادهای متحجرانه و کوته بینانه خود به ظاهر و قيافه و قد ایشان در ابتداي امر شروع نموده، تا سخنراني ها ، سفرهای استانی ، سیاست خارجی و بعد عملكرد اقتصادي و اكنون هم به سراغ مسائل اعتقادي وي رفته اند و بعید نیست چند روز ديگر ايشان را بي دين و ايمان معرفي نمایند. مسلما اگر حمايتهاي خاصه رهبري پشت سر اين مرد منتظر و خستگي ناپذير نمي بود اين جماعت بي انصاف آلوده در زخارف دنيا چه كارها كه نمي كردند.
خدا عاقبت همه ما را به خیر گرداند!
- این دو مطلب را هم بخوانید بد نیست.
- يكي از مسئولين بانكي گفته كه بانك قرض الحسنه توانايي جذب فقط 3 ميليارد تومان از پس اندازهای مردم را داشته ولي اين را ذكر نمي كنند كه با وجود تبليغات گسترده و رقابت تنگاتنگ و پر هزینه ساير بانكها، تاكنون هيچ تبليغ و اقدامي براي معرفي اين بانك مشاهده نشده. ما که ندیدیم، شما دیده اید؟! آيا در اين شرایط نابرابر مي توان آن را ناموفق دانست؟

گويا سيستم بانكي ما با اين تز دولت نهم مخالف است كه با اين حربه پوسيده با آن برخورد مي كند و سعي مي كند صورت مسئله را به همین راحتی پاك كند.
- بحث تمرکززدایی از تهران را که توسط رئیس جمهور مطرح شد حتما به خاطر داريد، به دنبال آن، قانون كلان شهرها تصويب شد و علائم موفقيت آن به تدریج دارد بروز مي كند به نحوی که روزانه درخواست هاي متعدد كاركنان برای انتقال از تهران به شهرستانها را شاهد هستيم.
- حرف حساب!
- يك همكار پر حرف و ادعا داريم كه مي گويد مرغ فقط يك پا دارد. گاهي چنان روي نظرات خود پافشاري مي كند كه تو احساس می کنی حرفش وحي منزل است. اين آقا از مريدان سر سخت بعضی آقایان است و هر روز كار خود را با چند جمله قصار عليه رئيس جمهور و حاميانش شروع مي كند.
چند روزي بود به طرح امنيت اجتماعي گير سه پیچ داده بود و آن را با تمام ابعاد و اضلاعش مورد حمله قرار مي داد و زير سوال مي برد.بعضي از دلايل این اقدامات را برايش بیان مي کردم تا قانع شود، مانند لزوم کنترل اعمال گروههاي اوباشی كه بعضي مناطق و كوچه ها و محله ها را محل تاخت و تاز خود قرار داده و اكثرا شاهد آنها بوده ايم و حتي در مواردي اين اوباش در حاشيه هاي شهر و در محله هاي محروم به منازل افراد ضعيف مي رفتند و با تهديد و ارعاب به نواميس جامعه تجاوز و يا باج گيري مي كردند.
ولي هرچه اينها را برايش مي گفتم قبول نمي كرد و به هيچ صراطي هم مستقيم نمي شد و در آخر ذكر مي كردم اگر چنين اتفاقي خداي نكرده براي خانواده خودمان بيافتد، واكنش ما چگونه است؟ توقع ما از حكومت چيست و چه انتظاري از مسولين داريم؟ ولي اين حرفها توي كتش نمي رفت که نمی رفت و ما هم بي خيالش می شديم.
آن همکار چند روز قبل وقتی سر کار آمد تعريف مي كرد يكي از بچه هاي همسايه اش كه هم سن و سال پسرش است در حين بازي گل كوچك در کوچه با پسرش دعوا كرده، مي گفت: طاقت نياوردم، با عيال مربوطه به درب منزلشان رفته و حسابي از خجالت والدین آن بچه در آمدیم تا ديگر فرزندشان هوس نكند سر به سر پسر عزيز كرده من بگذارد. گفتم: والله چه بگویم؟!

- حرف آخر!
- پسر 8 ساله ام از باخت تیم مورد علاقه اش استقلال و برد پيروزي ناراحت است. بهش پيشنهاد دادم يك مراسم ويژه برگزار مي كنيم تا رسما به جرگه طرفداران قرمز بپيوندد! ولي قبول نكرد و به آينده تيم محبوبش كاملا اميدوار است. من هم كمي دل داريش دادم و بر اميدش افزودم. اما فكر مي كنم خيلي زود وارد بحث پرجنجال قرمز و آبي شده.
شما هم اینگونه فکر نمی کنید؟!
+موسوی کاشانی
| یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387
|
ادامه مطلب
+موسوی کاشانی
| چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387
|
دو کلمه حرف حساب
سيد بزرگوار! در دانشگاه گيلان گفته ايد كه در حال حاضر بر خلاف نظرات امام به جاي صدور معنوی انقلاب اسلحه صادر مي شود.
آقاي خاتمي! يك سوال دارم. در حال حاضر از آرمانهای معنوي امام و انقلاب ، بهتر و موثرتر دفاع مي شود يا در زمان شما؟ و یا در دوره ریاست ‹‹ مهاجراني و داد»، ستونهاي وزارت ارشاد جنابعالي، كه حتي انجام بعضی كارها مانند ساخت فيلم هايي مشابه بازمانده را مغاير با اهداف فرهنگی دولتت مي دانستند.
سيد عزيز! وقتي دوستان نزديك شما اساس انقلاب را با تئوري پردازي هاي خود زير سوال مي بردند، صدور انقلاب پيشكش، چگونه از اصل آن در داخل دفاع مي كرديد؟
در آن سالها آفات ناهنجاریهای فرهنگي، آزاد و رها شده در خیابانها و کوچه ها و کتابها و فیلم ها و دانشگاهها و...، روح و روان آرمانهای بلند و انسانی انقلاب را آزرد و مجروح کرد به نحوی که هنوز هم تلاش ها برای ترمیم عوارضش سودمند واقع نشده و روح آزرده با بالهای زخمی، هیچگاه قدرت پرواز به سرزمین های دیگر را ندارد.
سخنراني هاي شما در مجامع بين المللي و گفتن از ارزش هاي دموكراسي و فرهنگ غرب در مقايسه با اقدامات آقای احمدی نژاد در تشريح دیدگاهها و مواضع اصيل نظام در پيامها و سخنراني ها به خصوص در دانشگاه كلمبيا و صحن سازمان ملل، كدام يك از جنس آرمانهاي بلند امام و در جهت معرفي و صدور چهره واقعي انقلاب بوده است؟
شما از موقعيت ممتاز رياست دوره اي ايران بر كنفرانس اسلامي چه استفاده اي براي صدور انقلاب نموديد؟
سيد بزرگوار! اصرار دوستان شما بر وادادگي در برابر زياده خواهي هاي غرب در حقوق هسته اي ملت چه پيامي براي مردم دنيا و مسلمانان جهان از مهد انقلاب بزرگ ايرانيان داشت؟
سيد عزیز! بالاخره نقشه هایی كه براي منطقه به خصوص ایران و لبنان و فلسطین و عراق ترسيم شده براي تكميل شدن، نياز به ایمپالس هایی از اين سو دارد و رسانه ها و مراکز خبری دشمنان ما به زمان و نوع بازخورد پيام های ارسالی و دریافت شده كاملا آگاه بوده و آماده انعکاس وسیع و گسترده سخنان خوشایند و دلخواه خود هستند و چه سخن و بهانه ای از اين موثرتر كه يك مقام بلندپایه ايرانی (کاری به مسول اسبق بودنش ندارند) بگويد: « اینکه ما اسلحه بگیریم و در دیگر کشورها انفجار ایجاد کنیم و گروههایی درست کنیم که در دیگر کشورها خرابکاری کنند.»
و این ابهام و سوال در اذهان افراد غیر که با شما آشنا نیستند تداعی و یا تلقین می شود که آيا از اسلحه حزب الله و حماس و فلسطينيان و یا شكست اسرائيل در جنگ 33 روزه ناراحتيد؟!! می دانم تصور این مطلب هم کاملا بعید است ولی بر خلاف میل و نظرتان، از اولین تفسیرهای نطق شما در رسانه های بیگانه ...
+موسوی کاشانی
| یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387
|
نتيجه گيري و تحليل در خصوص ميزان حضور مردم در پروسه هاي اجتماعي مانند انتخابات كه نياز به مشاركت اقشار و گروههاي مختلف جامعه دارد، متناسب با گوناگونی اقشار و افراد جامعه، تابع علت ها و دلايل گوناگون مي باشد كه بعضي عوامل تاثير گذار در روند آن آشكار و علني است و بعضی عوامل هم در لايه هاي زيرين اجتماع نهفته و عمدتا از ديدها مغفول مي ماند. انتخابات مجلس هشتم در 24 اسفند هشتاد و شش برگزار شد. وزير كشور تعداد واجدين شرايط را كه افراد 18 ساله و بالاتر بودند 43 ميليون نفر و تعداد راي دهندگان را 30 ميليون و درصد مشاركت را 60 درصد عنوان نمودند و مشاركت در تهران را 8/29 اعلان كردند.
مقايسه آمارها نشان مي دهد كه ميزان مشاركت در بعضی از شهرهاي مركزي به نسبت قبل چند درصد كاهش داشته و از سوي دیگر ميزان مشاركت در انتخابات شوراهاي اسلامي و خبرگان در سال 85 به نسبت دوره قبل از آن داراي رشد چشمگيري بود. در زمينه تحليل آمار و دلايل كاهش حضور مردم در بعضی مناطق در انتخابات اخیر دلايل متعددي مي توان ذكر نمود که به چند مورد آن اشاره می نمایم:
- گرو ههايي از جامعه در هر شرایطی خود را مقيد به حفظ انقلاب و اصول آن مي دانند و در اكثر موارد نجيبانه و با صبر و حوصله نظاره گر اعمال مسولین بوده و فرصت كافي به منتخبين خود مي دهند تا هر آنچه در چنته دارند به ميدان آورده و در صورت اشتباه بودن برآيند اين حركات، در انتخاب هاي بعدي عكس العمل و نظر خود را بسيار متمدنانه و محترمانه نشان مي دهند.
با توجه به اينكه گرايش اكثر منتخبين ملت در پنج انتخابات اخیر از ميان اصولگرايان و به خصوص از جبهه متحد بوده، اين طیف از جامعه هنوز برآيند مثبتي از عملكرد اصولگرايان در ذهن دارند كه مي تواند نقطه قوتي براي اين جریان محسوب شده و بايد در جهت حفظ، تقويت و نگه داشت اين اعتماد تلاش نمايند.
ولي گروههايي از مردم در برخورد با عملكرد حكومت به شكلي ديگر واکنش نشان مي دهند. گاهي به دنبال برنامه ها و اقدامات دولتمردان و مسئولين، نظرات و علائم اعتراضی واحدي در بين توده هايي از مردم آشکار می شود كه اغلب به صورت واكنشهاي قهرگونه مي باشد. در این مواقع اين افراد با عدم حضور در برنامه ها و مشاركت هاي اجتماعي که تصور می کنند به نفع مدیران و مسولین تمام می شود گله گذاری و شکایت خود را اعلام مي كنند و گاهي براي تشخيص حد و حدود معقول يك فعل و اقدام توسط حكومت، اين واكنش ها قابل اعتناء و توجه بوده و به راحتي نبايد از كنار آن گذشت و در اين گونه موارد بايد قدري بيشتر درنگ نمود. شايد تورم ايجاد شده (بدون توجه به دلایل آن) به خصوص در بعضي اقلام اساسي به اين نحو در انتخابات اخیر تاثير گذار بوده است.
- طيف هايي از مردم پس از انقلاب و به مرور زمان گرايش به بعضي از سياسيون و احزاب سياسي فعال پيدا نموده اند. در حال حاضر درصدي از جامعه بصورت سنتي به جناح راست گرايش دارند و راي آنها همواره در سبد اين گروه ريخته مي شود و افراد و گروههايي از جامعه نیز به صورت سنتي به گروههاي چپ (اصلاح طلب) علاقمندند، ولي اقدامات و موضع گیری های غیر متعارف طيف چپ در سالهای اخیر باعث ریزش شدید حامیان سنتی آن شده است، اقداماتی مانند: عملكرد پرخطای اين جريان در مواحهه با منافع ملی ، نداشتن استراتژي ثابت و واحد ، مواضع ضد و نقيض ، حريم شكني ها، تشکیل ائتلاف از گروههایی با مواضع صد در صد متضاد (از ... و ملی گراهها تا مجمع روحانیون ) كه مبناي منطقي نداشته و براي حاميان آنها نیز غیر قابل هضم و پذیرش بوده است ، عدم هارموني لازم در موضع گيريها مانند مطالب و اقدامات اخير آقايان خاتمي که در مجموع منجر به تردید در حاميان ثابت آنها براي ادامه همراهي و حمايت موثر از ایشان شده و در انتخابها با كمترين سطح انگیزه و رغبت ، از آنها جانبداری میکنند.
- از عوامل اصلي ديگر تغيير سن راي دهندگان از 15 به 18 سال بود. حضور اين گروه سني در صحنه انتخابات مي تواند مانند موتور محركه اي باعث فعال نمودن بسياري از انگيزه هاي خاموش و بي خيال در جامعه گردد به نحوي كه با ورود اين قشر به جرگه فعاليت ستادها، شور و شوق در صحنه رقابتها چندين برابر مي گردد و همين امر باعث مي شود كه حس مشاركت در لايه هايي از اجتماع كه به هر دليـل، ديـرتر فعـال مي شوند توسط انرژي و پتانسيل آزاد شده آنها فعال و زنده گردد. مصداق اين مطلب را نيز در سالهاي قبل در بعضي از گروههاي سياسي و سعي آنها در جذب « راي اولي ها » شاهد بودیم كه از اين ظرفيت نهفته به نفع خود حداكثر بهره برداري را نمودند. ولي متاسفانه در انتخابات اخير با افزايش سن راي دهندگان و به دنبال آن تصويب قوانيني كه باعث محدوديت در شيوه رايج و معمولي تبليغات گرديد از شور و شوق رقابت ها و تبليغات كانديداها تا حد بسيار زيادي كاسته شد.
- نزديكي موسم انتخابات به تعطيلات نوروز، با توجه به اينكه در دهه آخر ماه اسفند دغدغه اكثر خانواده هاي ايرانی آماده شدن براي تعطيلات نوروز و استقبال از سال جديد و خرید شب عيد ، مهيا نمودن مقدمات مسافرت و پذيرايي از ميهمانان نوروزي و ... مي باشد اين دغدغه غالب تر و اولي تر بر التهاب و شور و شوق رقابت هاي انتخابات مي گردد كه نمي توان تاثير منفي اين زمان را انكار كرد.
+موسوی کاشانی
| پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387
|
با نگاهي به اكثر نظامهاي چند حزبي دنيا معمولا دولتها و مجالس بعد از مدتي از گروهي به گروه ديگر دست به دست مي شوند و اين موضوع در كشور ما هم قبلا مصداق داشته و خواه ناخواه و به احتمال قريب به يقين در آينده نيز وجود خواهد داشت .
- حال با اين پيش فرض لطف كنيد با هم به بهار سال 1392 برويم.
فصل انتخابات دوره یازدهم رياست جمهوري نزديك است. گروههاي مختلف در حال تدارك مقدمات براي انتخاب نامزد اصلح و شروع تبليغات هستند.
موضوعاتي مانند انرژي هسته اي و توزيع سهام عدالت و خود كفايي در توليد بنزين و ... سالهاست كه حل شده ، بحران مسكن از تب و تاب افتاده، ولي تورم و فساد اداري و ... وجود دارد.
گروههاي مخالف همچنان مراقب هستند كه از اقدامات مثبت دولت سخني گفته نشود، تبليغات منفي و مداوم آنها تاثيرات خود را گذاشته است.
مسئولان حزب كارگزاران به جنب و جوش افتاده اند و در يك برنامه حساب شده هنوز ادعا مي كنند كه دولت تاكنون هيچ دستاوردی نداشته است . آنها كانديدای مورد نظر خود را انتخاب نموده اند. بزرگان اين حزب نسبت به گروههاي ديگر به نتايج انتخابات اميدوارترند و به موفقیت خود یقین دارند.
اصلاح طلبان در اين مدت سعي كرده اند شعارهاي پيچيده خود را بومي سازي كنند و تمام توجهات را بر نقاط ضعف دولت متمركز نمايند. آنها بيشتر روي طرح امنيت اجتماعي و مباحث و مشكلات اقتصادي و موضوعاتي مانند تحجر و پوپوليسم و ... مانور مي دهند. تبليغات چند ساله آنها نيز براي عده اي جذاب شده است. اصلاح طلبان هنوز براي انتخاب نامزد به اجماع نرسيده اند.
شكاف بين اصولگرايان عميق شده و عده ای سعی در جمع کردن آنها را دارند ولی معلوم نیست این حرکت نتیجه بخش باشد.
ساير گروهها نيز در تكاپو هستند ...
- چند روز بيشتر به موسم انتخابات باقي نمانده است.
كارگزاران ، اصلاح طلبان و ساير گروههاي همفكر براي معرفي يك كانديداي واحد به اجماع رسیده اند.
گروههايي از اصولگرایان به ائتلاف مي رسند و نامزد اصلح خود را انتخاب مي كنند و عده ای دیگر نيز راه خود را مي روند.
تبليغات گروههاي مخالف بسيار گسترده تر مي شود و نوك پيكان تبليغات آنها حمله به دولت است.
انباشت تبليغات سیاه در طول هشت سال و ذكر مداوم نكات منفي دولتمردان نهم و دهم جواب داده و افكار عمومي خود بخود كمتر به نكات مثبت مجريان و مسئولين توجه مي كنند و شعارهاي جديد برایشان بيشتر جذابيت دارد.
گروههاي مخالف بعد از هشت سال تلاش و هجوم بي وقفه، به اين دوره كاملا اميد بسته اند.
نظرسنجي ها و نظر سازي هاي متعدد توليد مي شود. در اكثر آنها محبوبيت مخالفان بالا و محبوبيت اصولگرايان در حداقل است. اين نظرسنجي ها بر عده اي بي تاثير نبوده است.
اصلاح طلبان براي بعضي دولتهای غربي پيغام مي فرستند و به آنها التماس مي كنند كه آشكارا و علني از آنها اعلان حمايت نكنند.
نمايندگان كانديداي اصلاح طلب راهي سفرهاي تبليغاتي استاني مي شوند.
- انتخابات برگزار مي شود.
مخالفين با اختلاف اندك پيروز مي شوند. جو جامعه احساسي مي شود. شواهد حاكي از آن است كه دولت يازدهم با رويه اي متفاوت با دولت قبل حركت خواهد نمود. اصولگرایان نگران هستند. جشن و شادی در جبهه مخالفین برپاست.
چند ماه به مراسم تحلیف رئیس جمهور جدید باقی مانده است.
احمدي نژاد هنوز تا ساعت 12 شب در پاستور مشغول است.
رايزني ها و جنب و جوش طرفداران نامزد پيروز شروع ميشود.
گمانه زني ها براي تصدي وزراتخانه ها تيتر روزنامه ها مي شود.
احمدي نژاد به چند استان و منطقه محروم سر مي زند.
تصميم گرفته مي شود هر كجا و هر كس كه كوچكترين تمايلي به ديدگاههاي دولتمردان قبل داشته است خلع يد شده حتي اگر راننده يا آبدارچي باشند.
احمدي نژاد پيگير امور مردم است.
- و سرانجام مراسم تحليف برگزار مي گردد.
سعد آباد را دوباره آب و جارو مي كنند. پاستور تنها و افسرده می شود.
در مدت زمان كمتر از چند ماه تمام مديران جابجا مي شوند و آب هم از آب تكان نمي خورد. جواب هر مخالفت و اظهار نظر متفاوت، مشت آهنين و شانتاژ تبليغاتي است.
تمام حركات دولتمردان قبلي به زشتي ياد مي شود.
دولت جديد قبل از ارائه هر برنامه اي تمام مشكلات را به گردن دولت قبل مي اندازد. تورم و بيكاري حتي ترافيك، آلودگي هواي تهران و ....
خبرگزاري هاي خارجي نمي توانند خوشحالي خود را پنهان كنند.
در هفته اول، مدیر مسئولان تمام خبرگزاري ها و رسانه هاي دولتي عوض مي شوند و كسي مخالفت و اظهار نظر نمي كند. شايد جرات نمي كنند.
در تفسيرها و تحليل ها دوباره مردم، عزیز و راي مردم داراي ارزش و بها مي شود و از داستان رقص دلفینها و قصه زاغ و پنیر خبری نیست.
و...
- و اما دو سال بعد:
تورم هنوز وجود دارد. فساد دوباره تشديد شده است.
نزاع گروه هاي پيروز براي تقسيم قدرت شدت گرفته است.
مجوز دهها روزنامه و خبرگزاری جدید که با یک هئیت تحریریه اداره می شوند داده شده است.
دیگر کسی سر به سر بانکها نمی گذارد.
دولت جديد وام بلا عوض به صاحبان بانكهاي خصوصي مي دهد تا بدینوسیله دين خود را نسبت به آنها و به پاس سالها خدمات بی شائبه در زمینه خرید و فروش زمين و سکه و مسکن ادا کرده باشد.
ديگر به جز كيهان كسي جرات انتقاد كردن ندارد.
واردات دست چند نفر است اما صحبت از مافيا نيست.
دلالها اقتصاددان می شوند.
اعتماد به نفس اوباش بالاتر رفته و خیابانهای شهر تابلو .... شده است.
بهره وامها به صورت دستوري بالا مي رود.
قيمت دلار دستوري مصوب و ابلاغ مي شود.
بازار کتاب ها و کلاسهای آموزش هیبنوتیزم و خواب درمانی پر رونق است.
اختلاف کارگر و کارفرما حل نشده.
كار كارشناسي كيلويي چند؟ هر چه حزب و پدر خوانده ها بگويند.
اروپائيان عزيز و كاسترو و چاوز بدجنس مي شوند. لباسها شيك و سفرهاي تفريحي به اروپا زنده مي شود.
حالا دیگه کسی درباره فلسطین چیزی نمی گوید.
اما ایران هنوز جزء محور شرارت است.
تورم در سبد هزینه خانوار هنوز خودنمایی می کند.
مردم دوباره نامحرم می شوند اما نوشتن عبارت «دانستن حق مردم است » در کنار لوگوها فراموش نمی شود!
سفرهاي استانی، تابستان به شمال و زمستان هم يك سفر به جنوب مي باشد.
درب اتاق مسئولين بسته مي شود. ديگر هیچ رئيس جمهوری در ميان مردم محروم دیده نمی شود.
و....
و مردم، چه زود دلهايشان براي رئيس جمهور ساده زيستشان تنگ مي شود،
آنها دوست دارند به جاي شنيدن عبارتهای غریب جنبش دموكراسي خواهي و ليبراليسم اسلامي و... ، ذكر مانوس اللهم عجل لوليك الفرج را بشنوند.
+موسوی کاشانی
| پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387
|
چندين نوبت قصد كرده ام كه در نقد بعضي اقدامات، رويه ها و سوء مدیریت بعضی دولتمردان مطالبي بنويسم ولي وقتي مي بينم عده ای صاحب تریبون و سایت و روزنامه و... به نحوی به رئیس جمهور هجوم مي برند كه تمام دستاوردهای دولت نهم در اذهان محو شده و با شنيدن نام اين دولت فقط نمايي از «هيچ» تداعي شود و گویی قصد قربت كرده اند كه به هر شکل شده اين دولت را ناکارآمد جلوه دهند تا سوگندهايشان در كميته های X و g و Z به حقيقت بپيوندد، از خير آنچه در ذهنم براي نوشتن مي گذرد، مي گذرم و مي گذارم براي بعد.

اين دوستان فوق الذکر كاري به چگونگی کسب تکنولوژی ساخت چند هزار سانتريفوژ و گزارشهاي مثبت البرادعي و .... و كسب عزت و افتخار براي ايران و ایرانیان ندارند و یا اصلا نمي خواهند بدانند که حقوق مسلم ملتي را كه قبلا دو دستي در دهان كفتارهاي جهان قرار داده شده بود، چگونه از دهان آنها خارج کردند. گويا مدتي است آن قسمت از انديشه خود را كه براي درك اين مفاهيم در قشر خاکستری مغز بايد داشته باشند در ملاقات با سفراي خارجي ، به غير، اجاره داده اند.
می گویی که در تاریخ این کشور چه موقع کسی اجازه داشته به رئیس جمهور و مسئولین اجرایی مملکت اینقدر رک و مستقیم انتقاد کند و یا در موارد زیادی هتک حرمت کند و آب هم از آب تکان نخورد؟ می گویند: جایگاه قبلی ها اجل از این حرفا بود و حالا هم اگر جرات داری برای اونها حرفی بزن! البته این موضوع هیچ ربطی به آزادی بیان و ... ندارد!
ذكر موفقيت هاي پي درپي در علوم پزشكي كه بسياري از آنها از موارد خاص يا انحصاري در دنياست برايشان بي فايده است و مثقالي ارزش ندارد.
می گویی کدام دولت تاکنون بدین شکل به استانها و شهرها سر می زده و از نزدیک با تخصیص اعتبارات و مراحل اجرایی پروژه ها و مشکلات مردم مناطق مختلف کشور آگاه می شده؟ جواب می دهند که رئیس خوب اونه که از داخل اتاقش ریاست کند و از داخل زمین گلفش یا داخل جکوزی و يا روی زین اسبش که نشسته بداند که تمام اعتبارات رفته برای اصفهان و کرمان یا نه ، همين قدر كافي است و اصلا خوبیت ندارد راه بیافتد تو کشور و از این شهر به اون شهر و توقعات را بالا ببرد. آخه ما چطوری بعدا که رئیس جمهور شدیم این کارها را انجام دهیم.
به آنها می گویی کدام رئیس جمهور تاکنون این گونه مقید به ساده زیستی بوده؟ می گویند: درسته که در اروپا هم حالا دیگه قوانین طوری طراحی می شود که زندگی روسا، معمولی و کاملا زیر ذره بین باشد ولی چه معنی دارد در ایران کسی این کارها را انجام دهد و شان ما را هم پایین بیاورد. در ثانی اینها زندگی خصوصی رئیس جمهوره چه ربطی به من و تو دارد و تازه از کجا معلوم که این كارها ریا کاری نباشد والا ما هم ديگه از تظاهر به زندگی مخلصانه تجملاتی خسته شده ايم!
جرايد و سايت ها و بلندگوهايشان انگ نااميد شدن به مردم می زنند اما آمارهاي رسمي و كارشناسي معتبر، بالا رفتن میزان اميد به زندگي و همچنین افزايش ميزان سير و سفر را بعد از سوم تير نشان مي دهد. مي دانيد در اين مواقع چه کار می کنند؟ در اين موارد كار كارشناسي بايد به كناري رود و بايستد و ببيند كه آقايان چه توهمات و اتهاماتي از خود در مي كنند.
زماني به مردم ندا مي دادند كه ايها الناس كنترل تصادف در جاده ها و شهر ها از دست ما خارج شده فقط سجاده پهن كنيد و دعا كنيد. اما اين دولت معتقد به فرج منجي عالم، با تلاش و پشتكار خود و عليرغم توليد ساليانه ميلیونها وسيله نقليه جديد، به طرز چشمگيري از تصادفات جاده اي كاسته است.
در جواب مي گويند: كه چي؟
اگر به آنها بگوييد اقدامات انجام شده در بحران يخبندان و برف سال قبل كه در قرن اخير بي سابقه بود آن هم در 22 استان اصلي كشور و به مدت چهار هفته در مقايسه با اقدامات انجام شده در بارش محدود برف دو روزه در استان گيلان در سال 80 كه بدلیل ضعف در کنترل آن چند استان همجوارش هم به مدت يك هفته فلج شد قابل قیاس نیست.مي گويند: ما كاري به اين كارها نداريم فاجعه اي از اين بالاتر بود كه در آن زمان رئيس جمهور در ساختمان نهاد رياست جمهوري گفت شهرداري نبايستی نمك رو آسفالتها بريزد، این مهمه!، بقيه همه اش انجام وظيفه است.
اگر بگویی که آمار رسمی معتادان بخصوص معتادان تزریقی و باالتبع میزان گسترش بیماری خطرناک ایدز کاهش یافته. ابتدا می گویند: دروغ است بعد می گویند: آنها بهای آزادی است که ما آوردیم و در آخر می گویند هنوز ما به این نتیجه نرسیده ام که این موارد که بر شمردید جزء ناهنجاری هست یا نه!
داد مي زنند تورم. گفته ميشود قبلا هم كه تورمي 16 يا 17 درصدی همیشه بوده و گاهی تا ۵۰ درصد هم بالا میرفته ، حالا اگر 20 درصد يا قدري بيشتر باشد حساب کن و بگو ببينم، با جمع تورم همیشگی به اضافه 40 درصد تورم جهاني در بعضي اقلام اساسي وارداتي و تورم ناشي از افزايش نقدينگي به خاطر پروژه هاي عمراني نيمه تمام و وام هاي اشتغال زايي و چند درصد هم ساير اقدامات، مجموعا بايد تورم چند درصد باشد و نمره چند می دهی؟( البته همه گرانی ها در این قالب نمی گنجد)
مي گويند: ما اين حرفها سرمان نمي شود ما مي خواهيم بگوييم قبلا اصلا تورم وجود نداشته و روز به روز چيزها ارزون تر ميشده ، حالا شما چي مي خواهيد بگوئيد؟ ما هم در جواب می گوییم، بله کاملا حق با شما است! ، بیخود نبود كه از چهل سال قبل تا سوم تير ارزش پول ملي يك چند هزارم برابر شد و يا بازار بورس تا قبل از سوم تير فقط تشريفاتي و يك بادكنكي بيش نبود و الان به حيات واقعي رسيده و یا هزاران پروژه عمرانی نیمه تمام روی دست دولتها باد کرده بود كه در اين چند سال افتتاح شد و فضاهاي ورزشي و صادرات گندم و چند برابر شدن صادرات كشور در اين مدت، و هزاران مورد ديگر
+موسوی کاشانی
| جمعه ششم اردیبهشت 1387
|

« قربانت شوم الساعه در ايوان منزل با همشيره ي همايوني به شكستن لبه ي نان مشغولم خبر رسيد كه موثق الدوله حاكم قم را كه به جرم رشاء و ارتشاء معزول كرده بودم به توصيه ي عمه ي خود ابقاء فرموده ايد، فرستادم او را تحت الحفظ به تهران بياورند تا اعليحضرت بدانند كه اداره مملكت باتوصیه ی عمه و خاله نمی شود. زياده جسارت است. تقي»
منبع: بهداد، الف(۱۳۶۴)طلوع رستاخیز(دوران اصلاحات امیرکبیر) تهران، نشر مولف
+موسوی کاشانی
| پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387
|
تصاوير مراسم ساده ازدواج فرزند بالاترين مقام اجرائي كشور را مشاهده کردیم. شاید بسیاری از ما شاهد چنین مراسم ساده ای در حد این مسولیت و حتی رده های پایین تر نبوده ایم و بعيد است كه بار ديگر شاهد چنين صحنه هايي در كشور باشيم.

نمي دانم در اين بين، عده اي سياست پيشه چه پدر كشتگي با آقاي احمدي نژاد دارند كه اگر موفق شدند و ايرادي از عملكرد وي پيدا كردند آن را در بوق و كرنا كرده و مدتي با آن موج سواري مي كنند و اگر سوژه اي يافت نشد سعي مي كنند به سراغ اين گونه موضوعات كه در حقيقت زندگي عادي و معمولي اوست بروند و به تخطئه آن بپردازند؛ از سلوك شخصي و مراسم عزاداری و سينه زني وي گرفته تا عيد ديدني و مراسم عروسي پسرش و ديدارهاي مردمي و سفرهاي استاني، خلاصه تمام زندگي وي را با عنوان رياكاري مورد هجمه قرار مي دهند.
گويا اخيرا و زماني كه مردم در خواب ناز بوده اند چند دستگاه رياکارسنج وارد كشور شده كه ملت هنوز از آن بي خبرند و اين چند دستگاه را فقط تحويل اين آقايان داده اند و يا به تازگی دوستان به علم غيب دسترسي پيدا كرده اند.
بگذريم! هرچند به نظر من در زمانه فعلی در پیش پای مسئولین به قدری وسوسه و فشار برای غرق شدن در تجملات و مادیات وجود دارد که حتی انجام یک عمل سمبلیک یا نمادین هم در این گونه موارد سخت می باشد ولی معتقدم اینها همه نشانه های معمولی یک مسئول و رئیس جمهور مردمی است، با این وجود اگر فرضا بپذیریم که این اقدامات، سمبلیک و یا حتی بر اساس نظر بعضی به قصد دیگر باشد، باز هم زيبا و اثر گذار است و باید به آن آقایان و طرفدارانشان گفت: بفرمائید! اين گوي و اين هم ميدان،
پيشنهاد مي كنم بقيه آقايان هم به جاي اينكه فقط در ايام تبليغات دست به این نوع کارها بزنند و تظاهر به مردمي بودن كنند، اندكي از زندگي هاي تجملاتي و آنچناني خارج شده و در تمامي روزها و ماهها مثل مردم زندگي نمايند، حال با هر نیتی، ما کاری به آن نداریم، و اگر اینگونه عمل نمودند قول مي دهيم كه از برنامه ها، جلسات و لحظات زندگيشان نه با يك موبايل يا دوربين عكاسي معمولي، بلكه با چندين دوربين پيشرفته فيلمبرداري نموده و به جاي ثبت در يك وبلاگ ساده ، در شبكه هاي معتبر جهاني منعكس نمائيم و گناه همه اين رياكاريها هم به گردن ما ( به درك! اين گناه هم اضافه بر بقيه معاصي)
فقط به شرط آنكه مانند آقای احمدی نژاد، در تمام لحظه هاي مسئوليت و زندگي عادي خود، اينگونه باشند نه اينكه فقط در چند روز انتخابات و روبروي دوربين ها چند قطره اشك مصنوعي و زوركي (مانند آقاي شصتچي در صحنه دادگاه) از خود صادر نمايند. ولي من بعيد مي دانم بعضي از اين آقايان ديگر بتوانند حتي اداي عادي بودن و ساده زيستي را هم از خود درآورند.
مطالب مرتبط:
- مراسم عقدکنان پسر احمدی نژاد
- ساده زیستی احمدی نژاد، زشت یا زیبا؟
+موسوی کاشانی
| یکشنبه یکم اردیبهشت 1387
|