
اگر به فرض یک نفر سیاه پوست میانسال در کشور ما کاندیدای ریاست جمهوری شود جناح هاي رقیب و افراد مختلف در برخورد با او و در مناظره های تبلیغاتی از چه ادبیاتی استفاده می کنند؟
احمد توكلي: قبل از هر چیز بايد مدركش را چك كرد كه جعلي نباشد. سياهي اش را با يك دست ليف و صابون و سركه و سفيداب مي شود درست كرد.
لاريجاني: از همين حالا مي گويم با من هيچ ارتباطي نداشته. فقط اون موقع كه در تلويزيون بودم چند نوبت بچه ها باهاش مصاحبه كرده بودند. تازه اگر لازم باشد به خاطر مسائل ديالكتيك جامعه امپرسيونيسم، حاضريم قوانين را طوري عوض كنيم كه اين آقا نتواند تا آخر عمرش كانديد شود.
محمد هاشمی: تجربه و سوابق شرط اول است. بالاخره در روابط بین المللی وقتی می خواهند تار سبیل خود را گرو بگذارند نگاه به صاحب سبیل می کنند. من از شما سوال می کنم کدام کشور مهم حاضر است در قراردهای خیلی مهم سبیل این بچه سیاه پوست را به عنوان گرو قبول کند. او چند سال باید با دوستان ما رقابت و رفاقت کند تا شاید به جایی برسه. در حال حاضر او در مرتبه هیچ واقع شده و اصولا طبق قانون دوم یا سوم نیوتن هر کار ضربدر هیچ می شود هیچ.
كروبي: من كانديدا مي شوم و به هر قیمتی در مقابل او مي ايستم.
مرعشی: این جوان هنوز به اون حد نرسیده است که در حلقه بگنجد. لباس ریاست جمهوری برای او خیلی گشاد است.
حسن روحاني: اين كه در حد حسين موسويان ما هم نيست، تازه قيافه اش هم يك جوريه. اين آقا چطوري مي خواد برود با اروپاييها دست بدهد، بعد با اونها بخندد و بعدش هم حقمون را طي سي سال و سي دوره مذاكره سازنده از حلقوم اونها بكشد بيرون. نه اصلا به عقل من يكي جور در نمي آيد.
خاتمی: صدای پای تحجر بدوی آفریقایی دارد به گوش می رسد. روح شهید ابراهام لینکلن در قبر دارد می لرزد. تحجریسم از نوع آفریقایی سم مهلک برای تمدن امروز ماست.
قاليباف: اگر در انتخابات به نفع من كنار برود حاضرم باهاش رفيق شوم و اجازه دهم با من عکس بگیرد.
موتلفه: پسر خوبی باید باشد. ما کاری به خشگلی او نداریم اما موضع رسمی ما در خصوص وی تا سه سال و سه ماه دیگر توسط آقای حبیبی اعلام می گردد.
ابراهیم یزدی: وقتش رسیده برای معاینه پروستاتم یک سفر اورژانسی داشته باشم. موقع بازگشت موضع سیاسی جدیدم را در خصوص این کاندیدای مشکوک که احتمالا عضو گروه فشار هم بوده و بوی تحجر قبایل بدوی آفریقایی را می دهد براتون سوغاتی می آورم.
نوبخت: او از نظر تیپ و قیافه و رنگ پوست مورد تایید نیست. بالاخره قیافه و ظاهر رئیس جمهور از نظر تعاملات بین المللی در جایگاه اول از اهمیت قرار دارد. این فرد با این تیپ و قیافه و رنگ پوست اگر در مجامع حاضر شود باعث شرمندگی مردم می شود و دیگر آبرویی برای ما نمی ماند. ولی اگر به فرض محال او سفید پوست بود شاید با فتو شاپ بعضی اشکالات در لب و لوچه و موهایش را می شد رفع و رجوع کرد ولی در وضعیت موجود اصلا امکان پذیر نیست.
تاج زاده: سفرهای تبلیغاتی او در شب دقیقا در راستای پوپولیسم است. همرنگی او با رنگ شب فقط برای فریب افکار عمومی و توده هاست.
گفت و شنود شریعتمداری:
گفت: شنیدی یه نفر سیاه سوخته برای انتخابات ریاست جمهوری کاندید شده.
گفتم: خوبه ، راحت تر میشه تخریبش کرد.
گفت: چه طوری؟
گفتم: تو دیگه با اون کارهاش کاری نداشته باش ، بقیه اش را بسپار به دست ما.
یک روز شاغلام يك نفر سياه را توی خیابون می بیند، می دود و میره پیشش میگه تو آرنولدی؟ طرف میگه نه ، من آرنولد نیستم من داداش سياهشون هستم. به همین راحتی
یا یک روز دیگه آقا سياهه می ره در مغازه اش را باز کنه میگه: بسم الله الرحمن الرحیم. بعد می بینه دزد تمام مغازه اش را برده میگه: صدق الله العلی العظیم. به همین راحتی
القاعده: این کافر منافق جحود لکه ننگ جهان اسلام است. ما او را از صحنه گیتی محو خواهیم کرد. ماشینش را منفجر می کنیم. اگر نشد چرخ هواپیمایش را پنچر می کنیم و باز هم اگر نشد آنقدر زنگ در خانه اش را خواهیم زد و فرار خواهیم کرد تا خسته شود.
هخا و ربع پهلوی در یک بیانیه مشترک: تاریخ شونصد هزار ساله ما به فنا رفت. کوروش! همون جا که خوابیده ای بخواب. جایت خوبه! به خاطر این فاجعه ما دیگه به ایران نمی آییم ما همین جا تو غربت می مونیم تا از غصه بمیریم. اینقدر هم به ما التماس نکنید!
ضرقاوي به كمك پادشاه اردن: اين يك نقشه شوم تحت عنوان لوزي يا مربع شيعي است. ايران حالا ديگه مي خواهد تمام آفريقا را هم شيعه كند. اگر اين آقا راي بياره از اون به بعد ريختن خون سياه پوستان هم حلاله.
سروش: ما گفتیم پلورالیسم، ولی منظورمون در بین رنگهای سبزه و زرد و سفید و گندمگون بود نه سیاه. اصولا این مورد خارج از تعاریف و چرندیات ماست.
دكتر الهی قمشه ای: به قول مرحوم ابوی، بر اساس هارمونی به هم ریخته ما این خودش یک نوع هارمونی در وضعیت پست مدرنیسم جدید یا همون NEW POST MODERNISM است که بر وزن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات می باشد.
فرج الله سلحشور: يادم باشد اگه در ادامه فيلم يوزارسيم بازيگر سياه نياز داشتم از اين آقاهه هم استفاده كنم. معلومه بازيگر خوبيه!
هشدار ۵۷ اقتصاددون! : به علت وابستگي اقتصاد ايران به نفت و تك محصولي بودن آن و تشابه رنگ اين آقا با رنگ نفت خام، طبق فرمولهای پیچیده ای که ما فقط بلدیم، پيروزي او باعث افزايش كاذب قيمت نفت و در نتيجه ايجاد تورم بسيار بالا در کشور خواهد شد.
كامران نجف زاده: من با او تا همه جا زندگي خواهم كرد.
نلسون ماندلا: بابا شما ديگه كي هستيد؟!
+موسوی کاشانی
| پنجشنبه سی ام آبان 1387
|
اينكه آقای هاشمي كارهاي خوب و مهمی انجام داده، هیچ شکی در آن نيست؛ و عمده كارهاي خوب وی اقتضاي وظيفۀ انساني و اسلامي اش بوده ولی بر خود فرض ميدانيم سپاسگزار هر كار پسندیده به خصوص اقدامات بزرگ وی باشيم.
اما اخیرا ایشان پس از یک دوره چند هفته ای دوباره با تمام قدرت به دولت حمله کرده و بعضی از سر فصل ها و اهداف اصولی این دولت را نفی و تخطئه کرده است.
هاشمي و دوستانش گفته اند كه عدالت اقتصادي توزيع فقر است و اين دولت گداپرور است و عدالت اقتصادي همان اقتصاد صدقهاي است.
ولی جواب رهبری به نسخههاي منسوخ سرمايهداري و دقیقا همین عبارت : "بعضىها مىگويند عدالت يعنى توزيع فقر. نخير! كسانيكه بحث عدالت مىكنند، به هيچ وجه منظورشان توزيع فقر نيست؛ بلكه توزيع عادلانهى امكانات موجود است. آنهايى كه مىگويند عدالت توزيع فقر است، مغز و روح حرفشان این است که دنبال عدالت نروید! دنبال توليد ثروت برويد تا آنچه تقسيم مىشود، ثروت باشد..."
http://www.leader.ir/langs/fa/index.php?p=bayanat&id=2785
هاشمي: مناطق عقبافتاده در آمايش سرزميني بايد سهم خود را بگيرند و اين امر با شعار و حرفهاي پر زرق و برق به دست نميآيد، بلكه مسير علمي روشني دارد.[!!!! همان مسيري كه غرب را به بحران كشيده است....] اگر می خواهیم عدالت داشته باشیم نباید تقسیم فقر کنیم بلکه توزیع عدالت با توسعه غنا ممکن است. ايسنا ۲۶ آبان ۸۷
مقام معظم رهبری: "... اينكه ما بگوييم عدالت را مطرح نكنيد، توليد ثروت را مطرح كنيد؛ بهانه را هم این بیاوریم که بعد از تولید ثروت سراغ عدالت میرویم ، این نمی شود. عدالت يعنى امكاناتى كه در كشور هست، عادلانه و عاقلانه تقسيم كنيم - نه عادلانۀ بىحساب و كتاب - و سعى كنيم همين امكانات را بيشتر كنيم تا به همه بيشتر برسد؛ نه اينكه به قشر خاص و به دستهى خاصى بيشتر برسد"
http://www.leader.ir/langs/fa/index.php?p=bayanat&id=2785
نتيجه :
رهبری ميفرمايد: عدالت توزيع فقر نيست و اول نبايد به بهانۀ ناديده گرفتن عدالت دنبال غنا رفت. هاشمی اما معترضانه و مكرر ميگويد: عدالت توزيع فقر است و اول بايد به دنبال غنا رفت حتی اگر ۸ سال بلكه ۱۶ سال عمده سرمايه و امكانات اجرايي كشور را در این راه بی نتیجه هزينه كرد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پي نوشت ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱. در شرايطي كه كاپيتاليزم رسما و عملا از سوي متوليانش شكست خورده و تاريخي اعلام شده است: رئيس جمهور فرانسه: دوران خودتنظیمی به سر آمده است و اقتصاد آزاد تمام شد. ساركوزي گفت: " آنچه تاكنون اتفاق افتاده، خيانت به ارزشهاي نظام سرمايهداري بوده است نه اقتصاد بازارها"
http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8707300580
۲. جالب است! قبل از اينكه بركات! اقتصاد كاپيتاليستي به طور آمايشي به سرزمينهاي ديگر برسد، نحوست آن از قلب جهان سرمایه داری آغاز شد و به سرعت به تمام کشورهای آلوده به اين اقتصاد سرایت کرد.
۳. قانونا تعيين سياستهاي كلي نظام مختص ولي فقيه است و بس.
+موسوی کاشانی
| چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387
|

وقتی اصرار بعضی افراد را دیدم که التماس می کنند تا خاتمی بیاید گفتم چرا من هم از او خواهش و تمنا نکنم.
بالاخره اگر ایشان وارد میدان شود فواید بسیاری دارد، منجمله:
۰- خیلی ها در صورت شکست وی خیلی چیزها دستگیرشان خواهد شد.
۱- وقتی که از حریف شکست خورد دیگر نمی توان از او به عنوان ذخیره ابدی اصلاحات نام برد و دوباره از او در دوره های بعد استفاده کرد.
۲- بالاخره صحنه رقابت سنگین تر می شود و اگر حریف موفق شود، برادران مشارکتی دبه در نخواهند آورد و خود را به پشتوانه رای های خاموش موفق میدان حساب نخواهند کرد.
۳- اگر ایشان بیاید شاید حریف در چهار سال دوم راحت تر و با مزاحمت کمتری کار کند.
۴- راستی این دعوتنامه کجاست که امضایش کنیم.
۵- و حالا با هم بشینیم یک گوشه ای و نظرات بعضی آقایون را با هم بخونیم!
۰ · • عليرضا رجايي: آقاي خاتمي يك فرد نيست بلكه يك نيرو است
· · • اسماعيل گرامي مقدم: نتيجه شوراي حكميت، هرچه باشد، مورد پذيرش كروبي است
· · • علي مصفا: آتش گرفتن سينما جمهوري لزوماً به حمايت ما از نامزدي خاتمي در همايش «موج سوم» ارتباطي ندارد
· · • مرتضي مبلغ: مخالفان ديروز خاتمي، امروز با اصلاحطلبان همصدا شدهاند
· · • مرتضي الويري: خوشبختانه همه نامزدهاي اصلاحطلب آمادگي دارند كه به نفع نامزدي كه شانس بيشتري دارد كنار بروند .
. . . مرعشی: فکر می کنم در دایره بگنجد.
. . . نوبخت: خیلی خوش تیپه. مناسب این پست است.
. . . حجاریان: با عملیات فتح سنگر به سنگر و چانه زنی دوباره می توان جنازه اصلاحات را زنده کرد.
. . . تاجزاده: مسافرینی که از قطار اصلاحات پیاده کرده شده اند لطفا دوباره سوار شوند!
. . . معین: با کمک شرکت چند ملیتی مشارکت ، کارگزاران دوباره وطن را خواهیم ساخت.
+موسوی کاشانی
| یکشنبه بیست و ششم آبان 1387
|

اولين بار كه به نمايشگاه مطبوعات رفته بودم سال 77 بود.
گروههاي موسوم به دوم خرداد مست و مغرور از پيروزي غير منتظره خود بودند. روزنامه هاي سلام و جامعه و همشهري و ايران به كمك بعضي مجلات همفكر خود مخالفين و منتقيد دولت را به باد انتقاد گرفته بودند.
سال هاي بعد هم که به نمايشگاه رفتم علاوه بر روزنامه هاي قبلي روزنامه هاي زنجيره اي با خط مشي سياسي و بسيار تند مانند عصر امروز ، آزاد، عصر آزادگان، بيان ، توس، خرداد، و ... و نشريه هاي بي شمار ديگر وارد ميدان شده بودند و نه تنها جو نمایشگاه بلکه کشور را قرق کرده بودند.
فضا به شدت سياسي و يك طرفه بود. در غرفه يكي از روزنامه ها تيتر هاي درشت عليه آقاي حسينيان و ده نمکی زده بودند. غرفه نشريه شلمچه مملو از منتقدين و مخالفين بود كه با دست اندركاران آن بحث و جدل مي كردند.
اين اوضاع تا سالهاي بعد نيز ادامه داشت و حتي پس از تسلط بر مجلس ششم و در اختيار گرفتن دو قوه از قواي سه گانه و جابجایی ریاست قوه قضائیه باز هم از جايگاه منتقدین سرسخت و اپوزيسيون صحبت مي كردند و به شدت عليه مخالفين و منتقدين (اقلیت) دولت و مجلس و بر ضد شعارها و ایدئولوژی های نظام شانتاژ مي كردند.
و اما مطبوعات در این سه سال
این بار پس مانده هاي همان مطبوعات به كمك منتقدين چهار آتیشه خودی، دولت و رئيس جمهور منتخب و اقدامات آن را به باد حملات خود گرفتند و گاهي آنقدر آش شور شد كه صداي آشپز هم در آمد.
و در مقاطعی به دليل بازخورد منفی تخريب ها و عدم تاثير گزاري آن مجبور شدند به دست خود فتیله حملات را قدری پائین بکشند تا با فرار و ریزش بیش از پیش مخاطبان و هواداران اندك خود روبرو نشوند.
بر خلاف دولتهاي قبل كه يكي با قوه قهريه و ديگري با كمك رسانه های حرفه اي خود، مخالفین را منکوب می کردند در این مدت در اغلب موارد رويه تحمل و مدارا مشاهده شد كه گاها در موارد خاصی افرادي از سوی دولت و یا شخص رئيس جمهور از جايگاه قوه مجریه فقط دفاع كرده اند.
اين دولت شعار « زنده باد مخالف من» و « دانستن حق مردم است » و ... سر نداد ولي تاكنون در حد وسعش اجازه داده منتقدين و مخالفين مزه آزادي را بچشند و در چند مورد نیز که برخوردی صورت گرفته، چوب تذكرات و برخوردها بیشتر به تن مدافعان دولت خورده است.
و با شناختي كه از سوابق ، روحيات و تفكرات ديگر گروهها مي رود، از كارگزاران گرفته تا مشاركت و ... بعيد است كه در صورت بازپس گیری دولت توسط آنها شاهد چنين رويه اي در برخورد با منتقدين و مخالفين باشیم.
+موسوی کاشانی
| یکشنبه بیست و ششم آبان 1387
|

چندمین نامه رئیس جمهور که بیشتر حاوی مضامین مذهبی و توحیدی بود به یکی دیگر از سران مهم جهان ارسال شد.
این بار باراک حسین اوباما رئیس جمهور جدید ایالات متحده که با شعار تغییر در بعضی از رویه های قبل به میدان آمده مخاطب نامه آقای احمدی نژاد بود.
و باز هم پس از اين اقدام عده اي فقط ايراد گرفتند.
اما آیا این کار با اعتقادات و انتظارات ما كه داعيه دار مكتبي جهان شمول هستيم منافاتی دارد؟
اولین پیام انبیاء هدایت و راهنمایی انسانها در مسیر تکاملی به سوی خدا می باشد. آنها همه را به سوی توحید رهنمون می کنند و هیچ گاه کسی را به خود دعوت نمی کنند.
آنها به مانند ابرهای بهاری که در مسیر خود بر تمام موجودات می بارند و همه را از زلال باران سیراب می کنند، پیام خداوند را بر همگان عرضه می کنند و آن را از هیچ بشری دریغ نمی کنند.
امام عصر (عج)، آخرین ذخیره خداوند و مطلوب و آرزوی منتظران جهان نیز مانند تمام انبیا و اولیاء، زلال وحي را بر همگان عرضه و پیام توحيد را به تمام انسانها ارائه خواهد کرد. او روح تشنه بشر سرگردان را از فيض رحمت و معنويت الهي سیراب خواهد کرد مگر لجوجان سیه دل که همواره چشم و دل خویش را به عمد بر ندای حق می بندند.
ما مدعیان نمی توانیم ادعای شیعه گی داشته باشیم ولی راه اولیاء و پیامبران را جدا از مسیر خود بپنداریم. خود را منتظر بدانیم و خلاف
رویه آنها عمل کنیم.
پس اگر معتقدیم دعوت به توحید، صلح و عدالت، پیام آخرین منجی برای جهانیان است و این دعوت را نیاز بشر امروز می دانیم و از سویی معتقدیم ظهورش مقدمه و زمینه سازی نیاز دارد پس باید پیامش را بر ديدگان خود نهيم و به سایر انسانها تقدیم کنیم تا دلها آماده پذیرش او و دیده ها منتظر قدوم مبارکش گردد.
باید برای ظهور شرایط را مهیا کرد، باید قلبها را برای پیامش آماده کرد.
از امپراطور و قیصر و ... تا بلال و عمار ، از اوباما و گورباچف تا چشم و دل خویش و مردم کوچه و خیابان محل خویش
فطرتهای پاک انساني اگر از دایره جهل نسبت به یک موضوع خارج شوند و به فطرت خويش هدايت شوند خود به خود پذیرنده پیامهای الهي خواهند شد.
+موسوی کاشانی
| جمعه بیست و چهارم آبان 1387
|

در بررسي نوع عملکرد باراک اوباما در مدت زمان تبلیغات وي تا زمان پیروزی اش شاهد تغییر مسیر و عقب گردهایی در شعارهای تبلیغاتی و موضع گيري هاي سياسي اش بودیم.
بسياري با توجه به اظهار نظرهای اوليه اوباما در سال قبل و مشاهده مناظرههای انتخاباتی اش، این گونه تحليل مي كردند که تصمیمهای او فراتر از سیاستهای اتخاذ شده جورج بوش ، مک کین و احتمالا هیلاری کلینتون خواهد بود. بوش و مک کین و کلینتون هر سه معتقد بودند که رئیس جمهور آمریکا نباید با رهبران ایران برخورد خوبی داشته باشد اما اوباما تصور امتناع از مذاکره صرفا بخاطر تنبیه ایران را مسخره مي خواند.
اين گفته ها در اوايل كانديداتوري اوباما كه هنوز به عنوان يكي از بازيگران اصلي صحنه انتخابات آمريكا مطرح نبود مكرر از جانب وي بيان مي شد و او با فراغ بال صحبت از ارتباط با ايران و گفتگوی رو در رو با آقاي احمدي نژاد را پيش مي كشيد و حمله بوش به عراق را احمقانه توصيف مي كرد.

ولي به مرور زمان و با حذف رقبا، هر چه بر احتمال موفقيت وي افزوده و به زمان نهايي انتخابات آمريكا نزديكتر شد بررسي رفتار تبليغاتي او نشان داد كه بر شدت گفتار تهاجمي وي عليه ايران و هم پيمانان ايران مانند حزب الله و حماس و در عوض ملاطفت در برخورد با اسرائيل افزوده گردید.
البته نقطه آغازين و مشخص اين حركت با سخنرانی در گروه صهيونيستي AIPAC نمايان شد. به مرور زمان بر تندي و تيزي این گفتار افزوده و همچنان اين روند ادامه داشت تا بالاخره مورد تائيد آن گروه اندک ولی سخت قرار گرفت.
عقب نشینی او از اظهار نظرهای اولیه تبلیغاتی خود یک بار دیگر بر كنترل شديد حاكمان و سياستگذاران آمريكا توسط لابي صهيونيستي در آن كشور صحه گذارد و نشان داد هر چه يك فرد به راس هرم قدرت نزديكتر مي شود بيشتر ملزم به رعايت و پذيرش تفكر آنها مي باشد.

شيفتگان قدرت در آمريكا براي پيشرفت ناچار به دست بوسي و پذيرش خواسته هاي این جمع كوچك و چند هزار نفري مخوف و قدرتمند هستند تا جائیکه بايد منافع و ايدئولوژي آنها را بر انديشه های خود و حتي منافع جامعه آمريكا ترجيح دهند.
فعلا اوباما به پاي اين گروه به خاك افتاده و تلاش ميكند تا سياستي را كه از بعضی جهات با عقايد و گفته هاي اوليه اش مغايرت دارد و باب تبع این گروه است ، توجيه و تفسير و به احتمال زیاد اجرا نمايد.
+موسوی کاشانی
| پنجشنبه شانزدهم آبان 1387
|
بالاخره باراك اوباماي سياه پوست از حزب دموكرات به عنوان چهل و چهارمين رئيس جمهور آمريكا عازم كاخ سفيد شد تا با روش و سبكي ديگر اهداف و برنامه هاي سياستگذاران اين كشور را دنبال كند.
اما رئيس جمهور قبل از وي در طول هشت سال زمامداري اش دست به اقدامات گوناگوني زد و در حوزه سياست خارجي به خصوص در خاورميانه بسيار ماجراجويانه عمل كرد.
در موارد متعددي ايران نقطه هدف حملات و طراحي هاي وي بود ولي در عمل بسياري از كنجكاوي ها و شيطنت هاي وي نسبت به كشور ما به ثمر نمي نشست.

بوش پسر در سال ۲۰۰۰ و در جریان یک انتخابات و رقابت نزدیک و بحث برانگیز پیروز شد، وی توانست رای هیاتهای انتخاب (الکترال) را کسب کند، در حالی که در تعداد آرای مردمی با اختلاف کمی شکست خورده بود.
او در سیاست خارجی ، پس از سناریوی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، و در فضای امنیتی کاذب ایجاد شده با كسب محبوبیتی بالاتر از 90 درصد در میان مردم آمریکا، جنگي را به بهانه مبارزه با تروریسم در جهان به راه انداخت که اشغال افغانستان در همان سال و اشغال عراق در سال ۲۰۰۳ از نتایج آن به شمار میرفت.
او در ابتدای امر ایران و عراق و کره شمالی را سه محورت شرارت در جهان نامید و با پردازش شخصیتی به نام بن لادن او را نماد شیطان در روی کره زمین قرار داد و با اعلام شروع مجدد جنگهای صلیبی، دستور حمله داد.

جنگ آمريكا در مرزهاي شرقي و غربي و در همسایگی ايران آغاز شد. دستگاه نظامي آمريكا به کمک کشورهای غربی ، طالبان را كه به شدت از شيعيان بيزار بود، قلع و قمع كرد. ايران هم از هر گونه اقدامي كه به برانگيختن بيمها و بهانه ها بيانجامد يا اختلافات را توجيه كند، خودداري كرد.
مرحله دوم جنگ عليه تروريسم بسيار جذابتر بود. ايران که چندين نوبت مورد تعرض و زیاده خواهی های حزب بعث قرار گرفته بود و با تجاوز آنها به مرزهای قانونی این کشور، باعث برانگيختن خشم و حس تنفر مردم آن شده بود به نحوی که همواره آرزوي سرنگوني رژيم صدام را داشتند، در سال ۲۰۰۳ به "برنده اصلي" حمله آمريكا به عراق تبديل شدند.
ايرانيان در اين جنگ ناظر از بين رفتن رژيم صدام به وسيلهي قدرتمند ترين حامیانش بودند. این جنگ از جهاتی امتبازات استراتژيك بسیار زیادی نصيب آنها در منطقه كرد.
در اين بين ايران مشاجره نكرد و بر عكس، برخي سطوح همكاري و كمك را نیز ارايه داد به ويژه با توجه به اينكه اين كشور موقعيت عراق بعد از صدام را بسيار دقيقتر و واقعگرايانهتر از نئومحافظه كاران جنگ طلب در كاخ سفيد پیش بینی می کرد و برايش كاملا روشن بود كه خيلي زود طرحهای تهاجمی و اشغالگرانه با توجه به ساختارهاي اجتماعي و مذهبي عراق با بن بست روبرو خواهد شد.

شاید جرج بوش در رویاهایش اینگونه تصور کرده بود که پس از تصرف افغانستان و عراق و محاصره ایران به راحتی و با یک حمله برق آسا ايران را تصرف و حکومت و دموكراسي دلخواه خود را در آنجا پياده خواهد كرد.
تحولات نشان داد دستگاه نظامي و ديپلماسي آمريكا در درگيري فرسايشي و پرهزينهاي كه به سادگي قابل حل و فصل نبود گرفتار شده بود كه همچنان ادامه دارد.
به موازات آن ايران به لطف ظرفيت و توانايي برای نفوذ در ساختار گروههاي اصلي در عراق به یکی از بازيگران مهم در اين كشور تبديل شد تا حدي كه رئيس جمهور مغرور آمریکا چندين نوبت به صورت مستقيم و با واسطه خواهان كمك از ايران، براي خروج از اين بحران شد.
از سوي ديگر در مرزهای جنوبی لبنان، رهبران اسرائيل نيز متاثر از نظام فکری گروه حاكم بر آمريكا اقدام به حمله ناشیانه به لبنان كردند.
با دفاع غیر منتظره و ضرب شصت محکم حزب الله در جنگ 33 روزه، كمر اسرائيل شكست و تصوير شكست ناپذيري ارتش اسرائيل پس از چند دهه، به یک باره در اذهان جهانيان متلاشي شد.
سران این رژیم با وجود گذشت چند سال هنوز نتوانسته اند از تبعات و پس لرزه های آن جنگ خلاصی پیدا کنند.

اگر جرج بوش و هيئت حاكمه آمريكا ذره ای پيش بيني مي كردند كه اقدامات آنها به نفع ايران تمام خواهد شد هيچگاه به چنين اقداماتي دست نمي زدند و مانند دولت های پیشین و دولت كلينتون به جنگ سرد عليه نظام اسلامي ايران روي مي آوردند.
جرج بوش با سرنگوني صدام و طالبان و آسيب رساندن به هيمنه اسراييل و ایجاد بحران در نظام پولي آمريكا، در عمل به نفع رقيبان و دشمنان آمريكا منجمله ایران عمل نمود و با شرایط و موانعي که برای خود ایجاد کرد ديگر فرصت پيدا نكرد تا به اصلی ترین و مهم ترین دشمن خود در خاورمیانه ضربه اي وارد کند.

+موسوی کاشانی
| چهارشنبه پانزدهم آبان 1387
|
شايد ماجراي استيضاح کردان و حواشي آن، به عقيده برخی، بيش از حد بزرگنمايي شده باشد اما هرچه هست، ذهن نخبگان دلسوز انقلاب اسلامي يا به عبارت سادهتر، نيروهاي ارزشي را به شدت مشغول کرده و نگرانيهایی را برانگيخته باشد كه چرا بايد دولت نهم و رئيس جمهوري مكتبي مانند احمدينژاد هزينههايي اينچنيني بپردازند؟
در اين ميان، علاوه بر دشمنان قسمخورده انقلاب، افراد ديگري هستند كه خارج از گود نشسته و با طراحي و فتنهانگيزي، از ايجاد بحرانهاي پيدرپي براي دولت و نظام اسلامي لذت ميبرند.
با اين حال، جستجوي پاسخ سؤالات زير مي تواند به شفافيت فضاي غبارآلود كنوني كمك كند:
۱- افرادی مانند كردان و رحيمي در دولت اصولگراي احمدينژاد چه ميكنند و چنين افرادي با رويكردهاي شناخته شده، چه سنخيتي با دولت نهم دارند؟!
۲- نقش علي لاريجاني در معرفي كردان به دولت چه بود؟
۳- چرا لاريجاني اصرار زيادي در رأي آوردن كردان داشت؟
۴- چرا لاريجاني مخالف برگزاري جلسه غيرعلني مجلس در روز رأي اعتماد به وزير كشور بود؟
۵- چرا لاريجاني همان روز نگران مدرك كردان نبود؟
۶- چرا لاريجاني اين روزها نقش مخالف كردان را بازي ميكند؟
۷- چرا لاريجاني ديگران را هم براي استيضاح كردان تشويق ميكند؟
۸- چرا لاريجاني همه مسائل مربوط به كردان را به گردن احمدينژاد انداخته و طوری رفتار می کند که گویی روز رأی اعتماد، برای بار اول کردان را می دیده است؟ در حالی که کردان سالها همه کاره او در سازمان صداوسیما بود.
۹- چرا ماجراي كردان، بعد از وزارت او مطرح شده است؟
۱۰- چرا ماجراي مدرك ديگران نيز بعد از دولت احمدينژاد مطرح شده است؟
۱۱- چرا اصلاحطلبان دوست دارند كردان همچنان وزير كشور باقي بماند؟
12- چرا دانشگاه جاسبي وقتي كردان را عضو هيأت علمي خود كرد، مدرك او را بررسي نكرد؟
13- آيا واقعا جاسبي نمي دانست كه مدرك كردان اولاً در ظاهر افتخاري است و ثانياً مجعول بوده؟
14- كساني كه به گفته رئيسجمهور، تا 5 ماه قبل كردان عنصر محوري جلسات سياسي آنها بود و سريترين حرفها را با او در ميان ميگذاشتند و اكنون علم استيضاح را علم كرده اند، چه كساني هستند؟
15- چرا سالها است كه نمايندگان مجلس، مستقيماً مبلغي را از دولت دريافت ميكنند؟
16- چرا دولتهاي سابق نيز چنين مبالغي را مستقيماً به نمايندگان مجلس ميپرداختند؟
17- ساخت و ساز مسجد، مدرسه و حمام به نمايندگان مجلس چه ربطي دارد و دستگاههاي اجرايي مانند استانداري، وزارت مسكن، سازمان اوقاف و امور مساجد و … اين وسط، چه كاره هستند؟
18- نمايندگان مجلس، اين پولها را كجا مصرف ميكنند؟
19- چرا قبلاً اين پولها را ميگرفتند و شكايت نميكردند؟
20- چرا قبلاً دولتها كه چنين كمك هزينههايي به نمايندگان ميدادند، به پرداخت رشوه محكوم نميشدند؟
21- ماجرای نطق بهزاد نبوی در جلسه استیضاح خود و به محاجه طلبیدن نمایندگان در مجلس سوم، درخصوص اینکه هرکس پاترول نگرفته، دست بلند کند و یا داستان توزیع سیمکارت تلفن همراه قبل از استیضاح یکی از وزرای مخابرات در دهه 70 که در مورد اول با سکوت نخست وزیر وقت و در مورد دوم با ابراز رضايت رئیس جمهور وقت از ناکامي استيضاح همراه شد، چه ارتباطی با برخی زدوبندهای مخدوش دارد؟
22- چرا مدیرکل پارلمانی دولت ميخواسته از نمايندگان مجلس، امضاي پنهاني بگيرد؟
منبع: خبرنگار مسلمان
+موسوی کاشانی
| سه شنبه چهاردهم آبان 1387
|


از تشابهات آقاي خاتمي و احمدي نژاد، وجود گروههاي جوان و نوجوان طرفدار آنها بوده است.
مدارس ، دانشگاهها و حوزه ها به عنوان كانونهاي اصلي اين قشر، در هر دو دوره از حاميان اين دو نوع تفكر بوده اند. مسلما چگونگی و عوامل جذب آنها در دو مقطع زماني كاملا متفاوت، با يك انگيزه و از يك جنس نبوده است.
با نگاهي به جو جامعه در سالهاي منتهي به سال 76 و فضاي فرهنگي و سياسي آن زمان مشاهده مي كنيم در آن مقطع جوانان و نوجوانان طبقات خاصی از جامعه دچار يك نوع احساس نارضایتی و محدوديت هاي خاص اجتماعي شده بودند كه بنا به دلايلي اين حس به جوانان طبقه متوسط در شهرهای بزرگ نیز سرایت کرده بود. عده اي از جوانان نيز پس از شروع تبليغات انتخابات، با انگيزه هاي آرمانگرايانه جذب كانديداي پيروز شدند كه نماد آن در شعار ‹‹ درود بر سه سيد فاطمي.....›› متجلي بود.
ليدرها و شخصیت های سیاسي پيروز كه از طرح شعار ‹‹ آزادي ›› اهداف سياسي خود را دنبال مي كردند، با مطرح کردن اين شعار در پوشش اهداف اجتماعي و فرهنگي، گروههایی از جوانان و نوجوانان را براي مدتي جذب برنامه هاي خود كردند و از اين گرايش جوانان به عنوان پشتوانه های اجتماعی برای اهداف سیاسی خود استفاده کردند.
از سویی نوع واكنش و برخورد اکثر اين جوانان نيز نشانگر آن بود كه علت اصلی علاقه مندي و جذب آنها بیشتر بر اساس جاذبه هاي ظاهری و غريزي اين شعارها بود و كمتر پیگیر جنبه هاي متعالی معنای آزادی و حتی سیاسی آن بودند.
گروه ديگر نيز آن دولت و اقدامات اشخاص و احزاب حامي اش را به دور از اهداف و آرمانهاي متصور خويش ديدند كه همين امر باعث نا اميدي و فاصله گرفتن آنها نيز از رويه دولت قبل گرديد.
اما فضاي جامعه در سالهاي منتهي به سال ۸۴ حاكي از آن بود كه جو غالب جامعه خواهان حفظ شعائر ديني و توجه به اصول و ارزشهاي فراموش شده انقلاب است كه از میان کاندیداهای پنج گانه فقط شعارهاي كانديداي پيروز در انتخابات سوم تير حول اين خواسته استوار بود.
در اين دوره شعار عدالت طلبي که یکی از اهداف عالیه انقلاب بود خواستگاه پيدا كرد و حاميان اصلي اين شعار نيز گروهی از جوانان بودند که تغییر و تفاوت های آشكار در تعلقات و گرايشات آنها با دوره قبل مشهود بود.
با توجه به جايگاه ديني و انساني اين شعار مي توان ادعا كرد بيشترين انگيزه و دليل جذب این جوانان به آقاي احمدي نژاد خواستگاه فطري و ديني پيام وی بود .
در دوره قبل حمایت جوانان ، با توجه به اهداف سیاسی تشکیلات پیروز ، توسط ایدئولوگ های حزبی هدایت و جهت دهی می شد که در موارد بسیاری مانند سوء استفاده از دانشجویان، باعث سرخوردگی شدید آنها شد ولی در دوره اخیر این قشر به صورت خود جوش و در یک ارتباط نانوشته و با تکیه بر اندوخته ها و اندیشه های مشترک، حمایت خود را تداوم بخشیده و در برابر هجمه های متوالی به اندیشه مقبول و پذیرفته شده خود، دفاع می کنند و حتی قدمهای اشتباه دولت را در این مسیر متذکر می شوند.
و شايد يكي از دلايل ماندگاري و تقویت اين پیام در جامعه و ادامه حمايت ها، عليرغم موانع و مشكلات، پایبندی رئیس جمهور به پیگیری این شعار بوده است. شعاری که ريشه در فطرت و اعتقادات حاميان جوان و نوجوان او دارد.
+موسوی کاشانی
| جمعه دهم آبان 1387
|
یکی بود یکی نبود
زیر گنبد کبود
توی یه سرزمین خوب
مردی با عبای شکلاتی و ریشهای آنکادر شده زندگی می کرد.
او پدر معنوی مرحوم دوم خردادیان بود.
چند سالی از پایان صدارت او می گذشت.
دوره نطق های آتشین و تحصن و توهم توطئه و این طور حرفها
دوره سوت و کف های با حال و شعار های داغ و مذاکرات دو ساله با غريبه ها.

تا اینکه یک روزی از روزهای خوب و آفتابی خدا
او از محلی عبور می کرد.

یکی صدایش کرد
با تعجب نگاهی بهش کرد و
گفت: چه کار داری ؟
گفت: حاجی نمی آیی وسط میدان ؟
بعضی ها خیلی دوستت دارند
می خواهند دوباره به تو دست یاری دهند.
گفت: جدی میگی ؟ ، شوخی میکنی !
گفت: نه جون شما! شوخی ام کجا بود ؟
(پیشنهاد عالیی بود ، خيلي خوشش اومد
ذوق كرد . قند توی دلش آب شد.)

البته که می آیم !
کی بهتر از من ؟
من تصمیم خودم را گرفته ام .

خوش تیپ نیستم که هستم.
دکترای افتخاری هم که دارم.
سخنرانی هم خوب بلدم.
یه خورده تجربه ناموفق هم از قبل دارم.
دیگه چی کم دارم ؟!
فقط چند تا شعار جدید نیاز دارم که اون را هم مثل آب خوردن پیدا می کنم.
(چشمهایش را بست و
کمربندش را محکم کرد.)

یاد دوران قبل افتاد.
، دانستن حق مردم بود ! زنده باد مخالف من ! چه شعارهای قشنگي !!
يادم باشه يك بار ديگه معني اينها را از حجاريان بپرسم.
یادش بخیر! دوستان چند سالی کشور را بد جوري به هم ریخته بودند. داشت گندش در مي اومد .

این دفعه سعی میکنم اهداف را دقیق تر نشانه بگیرم.

(بعد دوباره به فکر فرو رفت.)
باز یاد اون دوران افتاد.

عجب دوران خوبی بود !

عجب صفايي داشت !

گفت: حالا که اینطوره ، من حتما می آیم .
محکم بنشینید که من هم مي آیم .
پیش خودش گفت: قبل از هر اقدامی اول باید کمی ناز و عشوه کنم .
بله ! ابتدا چند تا شرط تاریخ مصرف گذشته پیدا می کنم .
بعد هر جا كه رفتم يك گيري به دولت مي دهم.
بعدش هم شعارهاي خوب و خوشگلم را بلند ، بلند اعلام مي كنم تا جا بيافته:
من می آیم. من با "اقتصاد به توان سه"
نه! با توجه به بحران اقتصاد جهانی حالا دیگه با " اقتصاد به توان چهار" ، می آیم.
شعار من " همه جا همه چیز اقتصاد "
البته دموکراسی و شهید آبراهام لینکولن هم به جای خودش همچنان باقیه . به کوری چشم بعضی ها !

"می سازمت وطن! با کمک شرکت پیمانکاری چند ملیتی برادران مشارکتی و کارگزاران "

ادامه طرح نیمه تمام " آزادی " را تا آخرین نفس طی چند مرحله پیگیری خواهم کرد:
سال اول : جوراب بي جوراب ، اندازه مانتو ها کوتاه تر تا چهار وجب بالاتر از زانو
سال دوم : چاک مانتوها تا بالاتر از وسط کمر ، به جای روسری نواری به پهنای ۱۰ سانت
سال سوم: مانتو با دکمه باز ، لبه شلوار ها تا یک وجب بالاتر از زانو و روسری ها یک نوار با پهنای پنج سانتی متر
سال چهارم: بدون روسری با لباس خواب که آخر آزادیه
برای انرژی هسته ای هم به موسویان میگم دوباره با ناصری راه بیافتند توی اروپا و به خدمات بی شائبه خود ادامه دهند.
- خب بسه دیگه ، برای امروز خیلی شعار از خودم تولید کردم . خسته شدم . به نفس نفس زدن افتادم . انرژي ام تمام شد .
سرم داره گیج میره . يكي من را بگيره !

بین خودمون باشه ، اون موقع که وقتش بود کاری نکردیم حالا که دیگه به روغن سوزی افتاده ایم می خواهیم چه کار کنیم ؟!
(دوباره به فکر فرو رفت)
اما من خیلی رای خاموش پشت سرم چشمک می زند .
پس باید بیایم.

بايد بروم در شب چله با دوستان و رفقا عميق تر فكر كنيم.

با اونها رايزني كنم.

نظرات كارشناسي اونها را بشنوم و به کار بندم . خیلی مفیده !

ببينم این گردن شکسته ها هنوز هم می توانند انديشه های پست مدرن ! مربوط به عهد عتیق اروپا را از خودشون تولید کنند و کشور را دوباره به آشوب بکشند.

برای تقویت ذهنم باید بيشتر مشورت کنم.

البته باید به دیدن چند نفر دیگر هم بروم . خیلی خاصیت در اين ديدارها هستش.

راستي تا يادم نرفته بگويم كه ،
فقط كروبي متوجه نشه که من می آیم . بقیه بفهمند يا نفهمند فرقي نمي كند.
در اون صورت يا جاي منه يا جاي اون . بالاخره از قدیم هم گفته اند: دو تا رئیس اصلاحات با هم توی یه لیوان جاشون نمی شه.
شما بگوييد! جاشون ميشه؟

( كروبي: نگاه کن ممد ! ساكت شو وگرنه هر چی دیدی از چشم خودت دیدی )

چشم ! ديگه به تو چیزی نمی گویم.
از یک نفر دیگه هم باید اجازه بگیرم.
حاج آقا! شما اجازه میدهید من وارد میدان شوم؟

الحمدلله ایشان موافقه.
باید خيلي مواظب باشم هیجان زده نشوم وگرنه سوژه می شم .
باید بروم کلاس يوگا و شعار و بدنسازی تا بتونم چند تا ژست تبلیغاتی جدیدتر بگیرم.
حالا با هم چند تا از اونها را تمرین می کنیم تا بعد!
اول: تعجب می کنیم!
دوم: گریه می کنیم!

سوم: ناراحت و افسرده می شویم!

عصبانی می شویم.

بعضی وقتها خیلی عصبانی می شویم.

خوب بود ! نه ؟!
داشت یادم می رفت،
باید چند تا کار اساسی دیگر هم انجام دهم.
می گویند یک دعانویس خوب از اونور آب اومده.
باید بروم يك فال خوب از من بگیرد.

دست به نقد با تسبیحم یک استخاره هم بکنم.

ولی بدجوری دعا و فال و استخاره ما بد اومده.
یک بار دیگه استخاره کنم شاید خوب اومد.
این دفعه هم که بد اومد!
حالا چه کار کنم؟
اصلا فکر می کنم این لباس از همون موقع هم براي من گشاد بود و به تن من نمي اومد ، حالا ديگه تكليفش کاملا روشنه.
تازه !
اون آقا کوچیکه هنوز محبوبیت داره ، اسمش چي بود؟ محمودي نژاد!!
بابا! هرجا میره مردم عين دلفين ها برایش دست و پا می شکنند . دیگه جایی برای ما نگذاشته.
من نمی دانم چرا با این همه خشکسالی و تورم جهانی و قطع گاز و برق باز هم دورش جمع می شوند . نكنه مردم داستان زاغ و پنير را خوب نمی دانند. باید در کتاب فارسی تمام مقاطع بگذارند.
من که سر در نمی آورم چه خبره.

بد جوری براي خودم دلواپسم.
هوا خيلي مساعد نيست.
اگر وضع همينطوري باشد خیلی بد خواهد شد.
نکنه رای نیارم و سنگ روی یخ شوم.
اونوقت نيم مثقال آبرويي را هم كه پيش كوفي عنان و پرودي و بقيه دوستان جمع كرده ام همه به باد فنا مي رود. خيلي بايد مواظب باشم.
اصلا من فکر می کنم دوره ما چهار پنج ساله گذشته و تموم شده.
بهتره بروم بازنشسته سیاسی بشوم.

قبلا هم گفتم ، از بس اصرار کردید و باد توي آستين ما كرديد ما را دستی دستی تو اين آبروريزي انداختید.
اصولا سیاست و قدرت بوی بدی داره و گندش آدم را اذیت می کند و با ذائقه من هم جور در نمی آید.

فکر کنم سنگین تر هستم اگر نیایم.
همون چند سال برام کافیه.
مرکز گفتگوی تمدنها شدیدا نیاز به من دارد.
+موسوی کاشانی
| پنجشنبه دوم آبان 1387
|