دیروز یکی از حضرات دوست می گفت: "برای تبریک سال نو خدمت یکی از مراجع عظام طراز اول رفته بودیم پس از سلام و علیک معمول با ناراحتی گفتند: می دانم عید دیدنی وقت این گله گذاری ها نیست ولی این وضعی است؟ چرا رعایت شوونات مذهبی را نمی کنند؟ توی این کشور انقلاب شد برای این کارها که روسای چندتا کشور جمع کنیم توی کشور اسلامی به بهانه نوروز برای شان کنسرت موسیقی اجرا کنیم؟؟ اونم با این وضع؟؟"
جناب دوست می گفت: " ما می خواستیم به خاطر رعایت سن و شرایط جسمی حاج آقا موضوع را عوض کنیم، ولی حاج آقا فکر می کرد می خواهیم موضوع را سرسری بگیریم. به فرزندشان گفتند بروید اون عکس های مراسم را بیاورید" دیدیم عکس های رنگی و بزرگ مراسم اختتامیه جشن نوروز را چاپ کرده اند و به طور اختصاصی برای ایشان فرستاده اند."
ادامه مطلب
+موسوی کاشانی
| پنجشنبه دوازدهم فروردین 1389
|
اف بر شما که نان "سید" را می خورید و سنگ ابتذال را به سینه می زنید
من امسال عید به عشق مرتضای آوینی و به لج مک لوهان یک ماه پاره خریدم که جنوب را مثل آینه می گیرد. ماه پاره من فقط یک کانال نشان می دهد؛ کانال کمیل. مجری شبکه ماه پاره ای من اشعار مرحوم "ابالفضل سپهر" است به خصوص اشعارش در وصف کانال کمیل. کمیل نام برادر علی است که در آغوش هم در عملیات فتح المبین به شهادت رسیدند و کانال چهار دارد در سال گرد این عملیات به جای روایت فتح، مستند مارادونا را نشان می دهد؛ لاکردار عجب گلی زد به انگلیس.
ادامه مطلب
+موسوی کاشانی
| چهارشنبه یازدهم فروردین 1389
|
اولا من اصلا قبول ندارم که حکومت دست ماست حتی دولت هم دست ما نیست. معتقدم در این کشور هر کسی بیشتر از ولایت دفاع کند کمتر از مواهب حکومت بهره مند خواهد شد. مثال من خود شهید آوینی است و برخوردهایی که مسولان فرهنگی با او داشتند. یا یادگار قلمش در "سوره" که بچه های شما درش بودند و آن برخورد با آنها شد. نویسندگان غیر انقلابی هم بیشتر از ما پول و خانه دارند و هم ماشین و سیگارشان آنچنانی است. به ما اما در ازای دفاع از انقلاب فقط فحش می دهند. شکایتی هم نداریم. در تاریخ هر کسی از حق دفاع کرده مظلوم تر بوده. امثال بنده برای روی کار آمدن احمدی نژاد خیلی تلاش کردیم که ربطی به ستاد ایشان هم نداشت و کاملا خود جوش بود. دولت که به سرکار آمد امثال ما همه به حاشیه رفتند.
ادامه مطلب
+موسوی کاشانی
| دوشنبه دوم فروردین 1389
|
با سلام
اولا: سال جدید را پیشاپیش تبریک می گویم. امیدوار همیشه مثل بهار خوش و خرم باشید.
دوما: ایران حامی دوساله شد.
سوما: بعد از سه هفته بالاخره از دیروز بعد از ظهر مشکل عدم جستجوی وبلاگ از طریق گوگل رفع شد و دوباره می توانید از آن طریق وارد شوید.
چهارما: اگر خدا بخواهد برای گسترش فعالیت ها داریم روی یک سایت خبری تحلیلی به نام parsapress.ir کار می کنیم. البته هنوز آماده نشده ولی امیدواریم از اواسط فروردین یا اوایل اردیبهشت ماه سال ۸۹ رسما فعالیتش را شروع کند. دوستانی که مایل به همکاری هستند، یا علی!

+موسوی کاشانی
| جمعه بیست و هشتم اسفند 1388
|
امشب بی قرارم. قرار بی قرارم "دوکوهه" است. دوکوهه! السلام ای خانه عشق. سلام بر تو و بر ساختمان گردان مالک. سلام بر تو و بر زمین صبح گاهت. سلام بر تو و بر بسیجیانت. سلام بر تو و بر حاج احمد متوسلیان. سلام بر تو و بر جنوب. سلام بر تو و بر نماز شب رزمندگان. سلام بر تو و بر حسینیه حاج همت. دوکوهه! السلام ای خانه عشق. سلام بر تو و بر بچه های گردان تخریب. سلام بر تو و بر راز و نیاز شهیدان با خدا. سلام بر تو ای قطعه ای از خاک نینوا. آه! که آنقدر دوست داشتم الان دوکوهه بودم. به خدا آنقدر دوست داشتم الان دوکوهه بودم و سر بر دیوار ساختمان گردان حبیب می گذاشتم و های های می گریستم. اگر الان دوکوهه بودم دیوانه می شدم و کل زمین صبح گاه را سینه خیز می رفتم. به خدا این بار اشک من از گریه خواننده ها پیش دستی کرده است. اتفاقا می خواهم ریا کنم. یک ریای خالصانه. گریه برای دوکوهه ریایش هم ثواب دارد. کجایی دوکوهه که دلم تنگ توست. رقص جنون تشنه آهنگ توست. به خدا خیلی وقت است در حسینیه حاج همت نماز نخوانده ام.
ادامه مطلب
+موسوی کاشانی
| پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1388
|
نزدیكیهای مترو شهدا بود كه دیدمش، از دور نشناختم، خیلی آشنا به نظر میرسید، تندتر قدم برداشتم تا اینكه دقیقا جلوی پله برقی به هم رسیدیم.
ابوطالب بود از نوع سعیدش، همان كه روزگاری رای ما را برای نمایندگی مجلس هفتم داشت و هر روز كه میگذشت هزار بار از خداوند طلب مغفرت میكردیم برای این خبط عظیم.
نمیدانستم بعد از این همه مدت كه ندیده بودمش از كجا شروع كنم، فقط میدانم كه دو اسم میرحسین و احمدینژاد زیاد لابهلای حرفهایمان شنیده میشد
ادامه مطلب
+موسوی کاشانی
| جمعه بیست و یکم اسفند 1388
|
مديران ، ضعف اجرايي خود را به حساب كمبود بودجه نگذارند : به حساب کج بودن زمین که می توانند بگذارند؟
فتنهگران و منافقان سرنوشت خود را در آيينه ريگي ببينند : بابا تو دیگه چه دل خوشی داری! اینها سی ساله از هیچ چیز درس نگرفتند حالا بیایند از یه جوجه تروریست عبرت بگیرند.
در دوره ناتوی فرهنگي بايد آرايش جنگي به خود بگيريم : چون این خبر را یکی از مسئولان دانشگاه آزاد با تمام وجود و از اعماق تهش گفته پس عمیقا هم بر روی ما تاثیر گذاشت. پس من دیگه به شعبه جردن دانشگاه آزاد نخواهم رفت و بابت دفعات قبلی که رفتم و بشدت تحت تاثیر ناتوی فرهنگی قرار گرفتم باید چهل شب در خلوتی عزلت گزینم تا شاید توبه ام مقبول افتد.
سفرهادی غفاری بالباس بلوچی به زاهدان: آخر پیری و معرکه گیری! آقای غفاری تو برو جوراب زنانه و کراواتت را بباف! چه کار به زاهدان و دوستان ریگی داری ، مرد حسابی !
فضلی نژاد: میرحسین عضو لژ فراماسونري قسطنطنیه است! دوستان لطیف ریگی و یاوران سبز بی بی سی خطاب به این خبرنگار کیهان با زبون خوش اعلام کردند: مثل اینکه تو هنوز این چیزها از کله ات بیرون نرفته. یادمان باشد این دفعه محکم تر بکوبیم توی ملاجت تا آدرس خونه و معلم اول ابتدای ات را هم فراموش کنی!
انتقاد مجدد طائب از سکوت موسسه حفظ و نشر آثار امام خمینی (ره): تنها چاره مشکل اینه که سید حسن فامیلی خودش را عوض کند. اونوقت ببین تکلیفش برای همه مثل روز روشن می شود. بهتره اسم خودش را بگذارد خاتمی شماره ۲
كانداليزا رايس الان به چه كاری مشغول است؟ : یا شوهر داری می کند یا بچه داری ، یا هر روز از پاساژهای شمال شهر خرید می کند یا اینکه آروزی دوران کودکی خودش و دوست پسرش جوانی اش را عملی کرده و چهار تا كاباره در چهارتا ايالت آمريكا زده تا صبح و شب مشغول باشد.
لاریجانی : نقشه کودکانه ایتالیا، طنز سیاسی هفته است !: کلا از دیدگاه ما این امور در نظام بسیط و در سپهر سیاست پیشه گان افلاطونی ، همچون صحنه گردانی کودکان رشد نیافته است و شیوه ای ساده لوحانه همچو دزدانی است که درهای غلطان معصومیت جهانی را می ربایند.
ادامه مطلب
+موسوی کاشانی
| دوشنبه هفدهم اسفند 1388
|
حسین قدیانی: نیم ساعتی از ساعت سه گذشته و در این دل شب، سبزها هر آنچه فحش و ناسزاست دارند بار پدر شهیدم می کنند. 68 نفر آن لاین در "قطعه 26" به دستور دشمنان آن سوی آب، به پدرم، به پدر شهیدم، به مادرم به همه دار و ندارم، هر آنچه بر زبان شان جاری است دارند نثار می کنند. ظاهرا دو سه تا سایت ضد انقلابی و هتاک به سبزها آمار وبلاگ مرا داده اند تا بیایند و بد دهنی کنند و برگردند. شب عجیبی است. یک تنه از پس همه شان برآمده ام و حالا وضویی ساخته ام و نشسته ام به "دل نوشت". فرقه سبز حالا همه شان خواب شان برده.
ادامه مطلب
+موسوی کاشانی
| یکشنبه شانزدهم اسفند 1388
|
از دیروز ظهر تاکنون موتور جستجوگر گوگل با وارد کردن آدرس ایران حامی
اخطار می دهد. یکی از دلایل این پیام استفاده از اسکریپت هایی بوده که مانند اغلب وبلاگها در قالب استفاده شده است. برای نمونه اسکریپتی که در اخطار گوگل وجود دارد کد تقویم بهار ۲۰ بوده است. شاید این مشکل برای بسیاری از سایت ها و وبلاگ ها نیز رخ دهد. فعلا پیام برای رفع آن فرستاده ایم تا ببینیم چه پیش آید. جالب است بدانید در چند ماه اخیر تیترهای وبگاه ایران حامی در خبرهای مربوط به حوادث ۹ دی، ۲۲ بهمن ، زلزله هائیتی، دستگیری ریگی، نقد بیانیه های میر حسین و ... در اولین صفحه یافته های گوگل قرار داشت. در هر صورت دوستان می توانند از سایر موتورهای جستجو استفاده نمایند و اگر در این زمینه می توانند ما را راهنمایی کنند.
+موسوی کاشانی
| چهارشنبه دوازدهم اسفند 1388
|
عبدالمالك ريگي سركرده گروهك تروريستي جندالشيطان كه امروز توسط سربازان گمنام امام زمان(عج) دستگير شد، در حوادث اخير از فتنهگران حمايتهاي بيشائبهاي ميكرد.
وقتی این جنایتکار حمایت خود را از فتنه سبز اعلام کرد خوشحالی زایدالوصفی در شبکه های ماهواره ای و سایت بالاترین و حامیان این جنبش ایجاد شد و در همان حال موسوی و کروبی و منافقان جدید و قدیم ، خمار و سرگشته این حمایت ها بودند.
انگار همین دیروز بود که ریگی به عنوان رهبر "جنبش مقاومت مردمی ایران"! با صدای آمریکا صحبت میکرد و حمایت خود را از جنبش سبز با صدای بلند به موسوی و کروبی و ... اعلام کرد. چه زود گذشت روزی که برای دادن آموزش نظامی به سبزکها! اعلام آمادگی کرد.
ادامه مطلب
+موسوی کاشانی
| سه شنبه چهارم اسفند 1388
|
حسین قدیانی: بسم رب الشهداء و الصدیقین. به نام شهدای گمنام بسیج در این فتنه اخیر. ندا آقا سلطان را البته خدا رحمت کند؛ اما او فریبکاری بود که خود فریب خورد و جانش را مفت فروخت. به هر کسی نمی توان لقب شهید داد. مظلوم تر از شهدای بسیجی و گمنام مدفون در دانشگاه امیر کبیر، شهدای بسیجی وقایع اخیرند. کسانی که مهندس و شیخ ادعای مرگ شان را کردند الان راست راست دارند در همین خیابان های تهران راه می روند. همه ما می دانیم که در کهریزک سه نفر کشته شده اند اما کدام مان می دانیم ظرف این هشت ماه، بسیج چند شهید تقدیم انقلاب اسلامی کرده است؟ ولله این ملت عاشورایی به صورت سران فتنه یک سیلی حیدری بدهکار است. گمنام تر از بسیجیان خمینی، بسیجیان خامنه ای هستند. دست سران فتنه به ریختن خون بسیجیان جوان این مرز و بوم مشغول است و خواص بی بصیرت، این مایه های ننگ ملت به ماله کشیدن روی جنایت عمر و زید مشغول اند. ولله این ملت خون دل خورده و از جان گذشته، یک سیلی محکم به صورت تک تک سران فتنه بدهکار است. اگر در جنگ تحمیلی بسیجیان خمینی را دشمن می کشت، در جنگ نرم، قاتل بسیجیان ولایت، سران فتنه هستند.
ادامه مطلب
+موسوی کاشانی
| دوشنبه سوم اسفند 1388
|
عکس:: هزار فامیل هاشمی در مجمع
ادامه مطلب
+موسوی کاشانی
| یکشنبه دوم اسفند 1388
|

وحيد يامين پور مجري برنامه هاي پرمخاطب رو به فردا و ديروز،امروز،فردا در وبلاگ کیستی ما گفته است:
از همان آغاز برنامه «دیروز، امروز، فردا» دو جبهه ی در دو سوی برنامه شکل گرفتند. در سویی تحسین ها و تشویق های غرور انگیزی بود که روح طراوت و سرزندگی را در ما می دمید و افق های آینده را برایمان شعف انگیزتر از پیش می نمود و در سوی دیگر انبوهی از یادداشت ها و اظهارنظر های تند و آمیخته با عصبانیت عده ای که نشان از یک هراس و دلهره ی عمیق داشت. در سویی عموم مردم و علی الخصوص جوانان و دانشجویان پرشور انقلابی و در جبهه ی مقابل بسیاری از به اصطلاح «خواص» و «نخبگان» علی الخصوص از نوع مردود و مشروط شده شان!
«دیروز، امروز، فردا» برای تیم تهیه، برنامه ای متفاوت و خارق العاده نبود. همه ی ما مثل همیشه کار می کردیم با یک تفاوت آنهم اینکه میدانستیم اینبار نمی خواهم انقلاب و امام را از زبان کسانی روایت کنم که سال هاست هیچ نشانی از آرمان های روحیه بخش انقلابی ندارند. با خود و رفقا قرار گذاشتیم که اینبار تا آنجا که بتوانیم فرزندان حقیقی روح الله (ره) را به صحنه بیاوریم. همان ها که هنوز چرب و شیرین عافیت بی رمقشان نکرده و کلامشان تیری است که از صدر انقلاب بر سینه ی فتنه زده ی دوران امروزمان می نشیند.
ادامه مطلب
+موسوی کاشانی
| شنبه یکم اسفند 1388
|
بگذار بگویند پدر من در بهشت هم خشونت طلب است. به حرف گربه سیاه، "باران" نمی آید. آمدن برف، بسته به دعای مادران شهید داده است، نه به تعداد سایت های برف روبی شهرداری. الان در بهشت، "مهدی باکری"، شهردار طبقه هفتم است و هر روز هم دارد برف می بارد و اتفاقا اصلا هم هوا سرد نیست و باز اتفاقا "آقا مهدی" اصلا در کنار خیابان های بهشت، شن و ماسه و بیل و کلنگ مکانیکی، کار نگذاشته! نه، اشتباه نشود؛ من دست شهردار تهران را بابت افتتاح "تونل توحید" می بوسم اما از دست آقای قالیباف بابت رها کردن "تنگه احد" ناراحتم. من دست "آقا محسن" را بابت "جنگ تحمیلی" می بوسم اما از دست "دکتر رضایی" بابت "جنگ نرم" ناراحتم. من دست "هاشمی" را برای آن شکنجه هایی که در زندان شاه دیده می بوسم اما از "رفسنجانی" بابت آن نامه سرگشاده ناراحتم.
ادامه مطلب
+موسوی کاشانی
| جمعه سی ام بهمن 1388
|
چند سالی است که چرخ گردون و میل و گرایش جامعه بر وفق مراد عده ای که در چند دهه اخیر و در عالم تخیلات خویش، خود را محور عالم کون و مکان تصور می کنند نمی چرخد. سیاستمداران این گونه ، کشور را ملک طلق خویش و اگر در وادی فیلم و هنر باشند همه را نادان و ابله می پندارند و اگر دیپلم یا سیکلی دشته باشند خود را نخبه می دانند و ....
مدتی است که تماشای پزهای روشنفکری و قمپزهای نتراشده ی این جماعت پخمه( نخبه سابق) حال و حوصله و اوضاع عوام اکثریت را سر می برد و قدری دگرگون می کند. در حال حاضر مردم از سیاست پیشگانی که قضایای اطراف خود را چنان می چرخانند و کلمات را به گونه ای ادا می کنند تا در پیچ و خم حوادث و فتنه ها همه را فدای خود کرده تا ماهی مقصود خویش را از دل آب گل آلود صید کنند و قطره ای از نم حوادث و سختی ها نیز بر دامن آنها ننشیند متنفر شده اند. مردم از جماعت منورالفکری که سالهاست در دایره های تنگ توهم خود همه را خنگ و عقب افتاده می پندارند و قیافه های عجیب و غریب برای خود می سازند قدری دلزده شده اند. خلاصه مدتی است ذائقه مردم به صورتی کاملا مشهود تغییر کرده ولی هنوز عده ای این واقعیت را نپذیرفته اند.
ادامه مطلب
+موسوی کاشانی
| چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1388
|
اگر مردی، این بخش نوشته ام را هم بخوان آقای رسایی.
من در این موارد قلمم بهتر و قشنگ تر است؛ در وادی فراجناحی، کلمه را به کمال می رسانم و جمله را به جمال. در قلم من جوهری از گوهر حق وجود دارد و تلخی را هم می نویسم ولو به قبای سپید کاغذ بر بخورد. زورت را فقط به شیخ نرسان، آقای وکیل مجلس. آری نوشتیم "محاکمه" اما خوانده شد "مناظره"، نوشتیم "دادگری" اما خوانده شد "میانجی گری"، نوشتیم "ولایت" اما خوانده شد "حکمیت"، نوشتیم "گوشمالی" اما خوانده شد "ماستمالی"، نوشتیم "اقتدار" اما خوانده شد "اعتدال"، نوشتیم "مبارزه" اما خوانده شد "مغازله"، نوشتیم "پیروی" اما خوانده شد "میانه روی". اما آقایان! چیزهای دیگری هم هست که ما نوشتیم و جور دیگری خوانده شد؛ نوشتیم "فکه"، خوانده شد "مکه". نوشتیم "خط مقدم"، خوانده شد "خیر مقدم". نوشتیم "احمدی نژاد"، خوانده شد "مشایی". نوشتیم "سر همت"، خوانده شد "همسر همت". نوشتیم "نا گفته های جنگ" ، خوانده شد "گفته های قشنگ". نوشتیم "عدالت"، خوانده شد "عداوت". نوشتیم "طلاییه"، خوانده شد "زعفرانیه". نوشتیم "شاخ شمیران"، خوانده شد "کاخ شمیران". نوشتیم "جانباز"، خوانده شد "باندباز". نوشتیم "بسیجی"،
ادامه مطلب
+موسوی کاشانی
| یکشنبه یازدهم بهمن 1388
|

در هنگام مناظره آقای شریعتمداری با کواکبیان به نکته ظریفی برخوردم. در آن زمان آنچنان آقای شریعتمداری نماینده اصلاح طلب مجلس را در گوشه رینگ مناظره با منطق و اطلاعات خود زمین گیر کرده بود که تقریبا در برابر تمام گفته های کواکبیان جوابهایی کوبنده و عقل پسند و مستند می داد. اما همين که آن نماینده با زیرکی بحث آقای مشایی را پیش کشید ناگهان شریعتمداری زبان در کام کشید و دیگر نتوانست چیزی بگوید.
قبل از ورود به بحث باید چند نکته را یادآور شویم:
۱- همه می دانیم رابطه و علاقه آقای احمدی نژاد و مشایی مربوط به دولت دهم و این روزها نیست که همه نگران تاثیر برخی دیدگاههای این شخص بر روی احمدی نژاد شده اند.
در کنار شهردار اصولگرای قبلي تهران با چهره انقلابی و مردمی اش که باعث شد از كنار او گروههای اصولگرا در دوره اصلاح طلبان از انزوا خارج شوند ،در آن زمان همین آقای مشایی همراه و رفیق شفیق آقاي شهردار بود و حتی قبل از آن نیز در معيت هم بوده اند. احمدی نژاد وقتی با دیدگاههای ضد صهیونیستی و مردم گرایانه اش در مقام رئیس دولت نهم نیز قرار گرفت ، مشایی را در کنار خود با همین دیدگاههای خاص داشته است و تا هم اکنون که می بینیم.
ادامه مطلب
+موسوی کاشانی
| پنجشنبه هشتم بهمن 1388
|
استاد انقلابی بمان!
تا به حال توفیق نشده است جنابعالی را از نزدیک ببینم ولی همواره جزو شخصیت های مورد علاقه ام بوده اید. به خاطر دو مسئله! اول به خاطر خدمتی که به واسطه چاپ متکثر و متنوع اسناد و خاطرات انقلاب اسلامی کردید و بسیاری از زوایای تاریک انقلاب را روشن کردید و دوم به خاطر مواضع شفاف و صریح و تکلیف مدارانه تان که بی واهمه از جریان غالب، همواره تکلیف افراد را با شما روشن می کند.
هنوز فراموش نکرده ام بابت موضع متفاوت و صریح تان در قبال مرگ مشکوک اسلامی (یا همان امامی) -که خشم دولت آقای خاتمی و اذناب بی شمار مطبوعاتی شان را برانگیخت- چگونه مورد اتهام قرار گرفتید. هر چند آن ماجرا تا به امروز نیز در هاله ای از ابهام باقی مانده اما پافشاری شما علی رغم سکوت محض جناح های ملون سیاسی جالب توجه بود.
ادامه مطلب
+موسوی کاشانی
| شنبه نوزدهم دی 1388
|

عمر عقاب از همه پرندگان نوع خود درازتر است
عقاب می تواند تا 70 سال زندگی کند
ولی برای این که به این سن برسد باید تصمیم دشواری بگیرد
زمانی که عقاب به 40 سالگی می رسد
چنگال های بلند و انعطاف پذیرش دیگر نمی توانند طعمه را گرفته و نگاه دارند
نوک بلند و تیزش خمیده و کند می شود
شهبال های کهن سالش بر اثر کلفت شدن پرها به سینه اش می چسبند و پرواز برای عقاب دشوار می گردد
در این هنگام، عقاب تنها دو گزینه در پیش روی دارد. یا باید بمیرد و یا آن که فرایند دردناکی را که روزها به درازا می کشد پذیرا گردد
برای گذرانیدن این فرایند، عقاب باید به کوهستان سنگلاخی پرواز کند
در آنجا عقاب نوکش را آن قدر به سنگ می کوبد تا خمیدگی زمخت نوکش از جای کنده شود
پس از کنده شدن آن، عقاب باید صبر کند تا نوک تازه ای در جای نوک کهنه رشد کند، سپس باید چنگال هایش را از جای برکند
زمانی که به جای چنگال های کنده شده، چنگال های تازه ای درآیند، آن وقت عقاب شروع به کندن همه پرهای قدیمی اش می کند
سرانجام، پس از 5 ماه دردناک عقاب پروازی را که تولد دوباره نام دارد، آغاز کرده و 30 سال دیگر زندگی می کند.
* شاید موقع آن رسیده که انقلاب در مسیر رشد خود یک دگرگونی هرچند دردناک را تحمل کرده و بعضی از خواص بی خاصیت را که آفت جان مردم و انقلاب شده اند از بدنه حساس نظام دور کند تا دوباره عقاب تیز پرواز انقلاب بتواند سبکبال و آزاد در سپهر معنوی و آرمانی خود پرواز کند.
+موسوی کاشانی
| سه شنبه هشتم دی 1388
|