دوستان و همراهان عزیز
سلام
مدتها بود که وبلاگ قدیمی ایران حامی(حامی) از هویت وبلاگی اش با خصوصیاتی که مخصوص یک وبلاگ هست خارج شده بود و مابین سایت بودن یا وبلاگ بودن خویش سرگردان بود. تا اینکه سرانجام تصمیم گرفته شد یک سایت با خط و مشی ایران حامی اما با قدم های سنجیده تر و جامع تر و با قالبی شیک و زیباتر توسط تیم ایران حامی تاسیس شود. در حال حاضر بیشتر مقدمات این کار انجام شده است.
مطمئنا امکانات یک سایت باعث فراهم نمودن برخی خواسته ها و تحقق بسیاری از ایده ها در حیطه مورد نظر ما و شما می شود. به اطلاع دوستان عزیز می رساند در حال اسباب کشی از وبلاگ ایران حامی به سایت پارساپرس هستیم. بنابراین از تمام دوستان و مخاطبان موافق و مخالف و ممتنع و غیره تقاضامندیم این پیام را به غائبین و سایر دوستان برسانند و با نظرات و انتقادهای گرم و لطیف و هکذا داغ تنوری خود همچنان همراه همیشگی ما باشند.
وبلاگ ایران حامی هم یا با نام " حامی" مجددا به هویت اولیه خودش یعنی بیان دلنوشته های ما بازخواهد گشت یا با نام " کاشان حامی " رویدادهای شهر کاشان را پوشش خواهد داد.
+موسوی کاشانی
| شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1389
|
دیروز یکی از حضرات دوست می گفت: "برای تبریک سال نو خدمت یکی از مراجع عظام طراز اول رفته بودیم پس از سلام و علیک معمول با ناراحتی گفتند: می دانم عید دیدنی وقت این گله گذاری ها نیست ولی این وضعی است؟ چرا رعایت شوونات مذهبی را نمی کنند؟ توی این کشور انقلاب شد برای این کارها که روسای چندتا کشور جمع کنیم توی کشور اسلامی به بهانه نوروز برای شان کنسرت موسیقی اجرا کنیم؟؟ اونم با این وضع؟؟"
جناب دوست می گفت: " ما می خواستیم به خاطر رعایت سن و شرایط جسمی حاج آقا موضوع را عوض کنیم، ولی حاج آقا فکر می کرد می خواهیم موضوع را سرسری بگیریم. به فرزندشان گفتند بروید اون عکس های مراسم را بیاورید" دیدیم عکس های رنگی و بزرگ مراسم اختتامیه جشن نوروز را چاپ کرده اند و به طور اختصاصی برای ایشان فرستاده اند."
ادامه مطلب
+موسوی کاشانی
| پنجشنبه دوازدهم فروردین 1389
|
اف بر شما که نان "سید" را می خورید و سنگ ابتذال را به سینه می زنید
من امسال عید به عشق مرتضای آوینی و به لج مک لوهان یک ماه پاره خریدم که جنوب را مثل آینه می گیرد. ماه پاره من فقط یک کانال نشان می دهد؛ کانال کمیل. مجری شبکه ماه پاره ای من اشعار مرحوم "ابالفضل سپهر" است به خصوص اشعارش در وصف کانال کمیل. کمیل نام برادر علی است که در آغوش هم در عملیات فتح المبین به شهادت رسیدند و کانال چهار دارد در سال گرد این عملیات به جای روایت فتح، مستند مارادونا را نشان می دهد؛ لاکردار عجب گلی زد به انگلیس.
ادامه مطلب
+موسوی کاشانی
| چهارشنبه یازدهم فروردین 1389
|
مديران ، ضعف اجرايي خود را به حساب كمبود بودجه نگذارند : به حساب کج بودن زمین که می توانند بگذارند؟
فتنهگران و منافقان سرنوشت خود را در آيينه ريگي ببينند : بابا تو دیگه چه دل خوشی داری! اینها سی ساله از هیچ چیز درس نگرفتند حالا بیایند از یه جوجه تروریست عبرت بگیرند.
در دوره ناتوی فرهنگي بايد آرايش جنگي به خود بگيريم : چون این خبر را یکی از مسئولان دانشگاه آزاد با تمام وجود و از اعماق تهش گفته پس عمیقا هم بر روی ما تاثیر گذاشت. پس من دیگه به شعبه جردن دانشگاه آزاد نخواهم رفت و بابت دفعات قبلی که رفتم و بشدت تحت تاثیر ناتوی فرهنگی قرار گرفتم باید چهل شب در خلوتی عزلت گزینم تا شاید توبه ام مقبول افتد.
سفرهادی غفاری بالباس بلوچی به زاهدان: آخر پیری و معرکه گیری! آقای غفاری تو برو جوراب زنانه و کراواتت را بباف! چه کار به زاهدان و دوستان ریگی داری ، مرد حسابی !
فضلی نژاد: میرحسین عضو لژ فراماسونري قسطنطنیه است! دوستان لطیف ریگی و یاوران سبز بی بی سی خطاب به این خبرنگار کیهان با زبون خوش اعلام کردند: مثل اینکه تو هنوز این چیزها از کله ات بیرون نرفته. یادمان باشد این دفعه محکم تر بکوبیم توی ملاجت تا آدرس خونه و معلم اول ابتدای ات را هم فراموش کنی!
انتقاد مجدد طائب از سکوت موسسه حفظ و نشر آثار امام خمینی (ره): تنها چاره مشکل اینه که سید حسن فامیلی خودش را عوض کند. اونوقت ببین تکلیفش برای همه مثل روز روشن می شود. بهتره اسم خودش را بگذارد خاتمی شماره ۲
كانداليزا رايس الان به چه كاری مشغول است؟ : یا شوهر داری می کند یا بچه داری ، یا هر روز از پاساژهای شمال شهر خرید می کند یا اینکه آروزی دوران کودکی خودش و دوست پسرش جوانی اش را عملی کرده و چهار تا كاباره در چهارتا ايالت آمريكا زده تا صبح و شب مشغول باشد.
لاریجانی : نقشه کودکانه ایتالیا، طنز سیاسی هفته است !: کلا از دیدگاه ما این امور در نظام بسیط و در سپهر سیاست پیشه گان افلاطونی ، همچون صحنه گردانی کودکان رشد نیافته است و شیوه ای ساده لوحانه همچو دزدانی است که درهای غلطان معصومیت جهانی را می ربایند.
ادامه مطلب
+موسوی کاشانی
| دوشنبه هفدهم اسفند 1388
|

حمید معصومی نژاد خبرنگار واحد مرکزی خبر در رم است. 51 سال سن دارد و هم در راهپیمایی های انقلاب بوده و هم در جنگ تحمیلی. در یک کلام مرد شجاع جنگ است. خبرهایش از رم را همه به خاطر دارند. از رسوایی اخلاقی برلوسکونی تا ورشکستگی و بحران مالی ایتالیا.
بعد از ضربه کاری ملت ایران در 22 بهمن به نظام سلطه و دستگیری عبدالمالک ریگی تروریست و شرور شرق کشور، نهادهای امنیتی و سرویس های جاسوسی غرب بسیار تلاش کردند تا بتوانند افکار عمومی را از موفقیت های ایران منحرف کنند.
ادامه مطلب
+موسوی کاشانی
| یکشنبه شانزدهم اسفند 1388
|
عبدالمالك ريگي سركرده گروهك تروريستي جندالشيطان كه امروز توسط سربازان گمنام امام زمان(عج) دستگير شد، در حوادث اخير از فتنهگران حمايتهاي بيشائبهاي ميكرد.
وقتی این جنایتکار حمایت خود را از فتنه سبز اعلام کرد خوشحالی زایدالوصفی در شبکه های ماهواره ای و سایت بالاترین و حامیان این جنبش ایجاد شد و در همان حال موسوی و کروبی و منافقان جدید و قدیم ، خمار و سرگشته این حمایت ها بودند.
انگار همین دیروز بود که ریگی به عنوان رهبر "جنبش مقاومت مردمی ایران"! با صدای آمریکا صحبت میکرد و حمایت خود را از جنبش سبز با صدای بلند به موسوی و کروبی و ... اعلام کرد. چه زود گذشت روزی که برای دادن آموزش نظامی به سبزکها! اعلام آمادگی کرد.
ادامه مطلب
+موسوی کاشانی
| سه شنبه چهارم اسفند 1388
|
بگذار بگویند پدر من در بهشت هم خشونت طلب است. به حرف گربه سیاه، "باران" نمی آید. آمدن برف، بسته به دعای مادران شهید داده است، نه به تعداد سایت های برف روبی شهرداری. الان در بهشت، "مهدی باکری"، شهردار طبقه هفتم است و هر روز هم دارد برف می بارد و اتفاقا اصلا هم هوا سرد نیست و باز اتفاقا "آقا مهدی" اصلا در کنار خیابان های بهشت، شن و ماسه و بیل و کلنگ مکانیکی، کار نگذاشته! نه، اشتباه نشود؛ من دست شهردار تهران را بابت افتتاح "تونل توحید" می بوسم اما از دست آقای قالیباف بابت رها کردن "تنگه احد" ناراحتم. من دست "آقا محسن" را بابت "جنگ تحمیلی" می بوسم اما از دست "دکتر رضایی" بابت "جنگ نرم" ناراحتم. من دست "هاشمی" را برای آن شکنجه هایی که در زندان شاه دیده می بوسم اما از "رفسنجانی" بابت آن نامه سرگشاده ناراحتم.
ادامه مطلب
+موسوی کاشانی
| جمعه سی ام بهمن 1388
|
خسته نباشی شیخ بی سواد. ممنونیم از زحماتت آقای خاتمی. باز هم با جورج سوروس مذاکره کن و به اسم مصر، سر از لندن و آمریکا دربیاور. مهندس، از تو به صورت ویژه سپاس گذاریم. خانم رهنورد، متشکر. جناب خوئینی ها، باز هم در پستو طرح توطئه بریز. آقای هادی، باز هم تفنگ بادی جمع کن. فائزه خانم، باز هم برای خوردن ساندوچ به خیابان اغتشاش بیا. آقا مهدی، متشکریم بابت زحمات این چند ماهه ات. برگردی، خودم "بزغاله ای، گوساله ای" جلو پایت قربانی می کنم. آقای ناطق، ممنون از سکوت شما. آقایان خواص بی بصیرت، عزت زیاد. ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا این ملت به غفلت نخورد و محکم تر پشت انقلاب بایستد. شمایان، پای اقدس خانم را هم به خیابان انقلاب باز کردید. اگر نبود زحمات شما، 50 میلیونی نمی شد راهپیمایی ما. اگر نبود فتنه شما، حضور ما اینقدر حماسی نمی شد. اگر نبود آبی که به آسیاب آشوب ریختید، ما الان استاد تاریخ صدر اسلام نشده بودیم. آقای مهندس موسوی، زبانم قاصر است؛ شما نبودی ما الان شده بودیم قبرستان نشین عادات سخیف. شیخ، تو نبودی، ما نه عمار را شناخته بودیم نه ابوموسی را. ماشین ضد گلوله خاتمی،
ادامه مطلب
+موسوی کاشانی
| دوشنبه بیست و ششم بهمن 1388
|

حاشیه های راهپیمایی با شکوه ۲۲ بهمن از نگاه سایت ها ،وبلاگها ، دوربین ها و خبرگزاری ها:
ادامه مطلب
+موسوی کاشانی
| پنجشنبه بیست و دوم بهمن 1388
|
سردار سعید قاسمی از جمله فرماندهان سالهای دفاع مقدس است. راوی جنگی که پس از سالهای دفاع مقدس همراه با شهید سید مرتضی آوینی عازم دیار جبهه بود، این روزها در دهه پنجاه عمر خود روزهای جوانی در جبهه را مرور می کند و مواضع اش به مذاق خیلی از سیاسیون و یاران قبلی اش خوش نمی آید.
سردار قاسمی کیست؟
نام وی بیشتر در مراسم های یادبودی برده می شود که برای حاج احمد متوسلیان و سید مرتضی آوینی برگزار می گردد و گاهی اوقات نیز مصاحبه هایی از وی منتشر می شود با عنوان کارشناس مسایل استراتژیک. وی همرزم جاوید الاثر متوسلیان در لشگر محمد رسول الله (ص) بود. بعد از پایان جنگ این آوینی بود که سراغ او رفت تا همراه دوربین اش باشد. قاسمی از معدود افرادی بود که در منطقه عملیاتی فکه -محل شهادت آوینی- شاهد لحظه شهادت «سید اهل قلم» بود. حضور و سخنرانی آتشین وی چهره ای محبوب از «حاج سعید» بین بخشی از جوانان مذهبی و بسیجی ساخته است .
ادامه مطلب
+موسوی کاشانی
| دوشنبه نوزدهم بهمن 1388
|
اگر مردی، این بخش نوشته ام را هم بخوان آقای رسایی.
من در این موارد قلمم بهتر و قشنگ تر است؛ در وادی فراجناحی، کلمه را به کمال می رسانم و جمله را به جمال. در قلم من جوهری از گوهر حق وجود دارد و تلخی را هم می نویسم ولو به قبای سپید کاغذ بر بخورد. زورت را فقط به شیخ نرسان، آقای وکیل مجلس. آری نوشتیم "محاکمه" اما خوانده شد "مناظره"، نوشتیم "دادگری" اما خوانده شد "میانجی گری"، نوشتیم "ولایت" اما خوانده شد "حکمیت"، نوشتیم "گوشمالی" اما خوانده شد "ماستمالی"، نوشتیم "اقتدار" اما خوانده شد "اعتدال"، نوشتیم "مبارزه" اما خوانده شد "مغازله"، نوشتیم "پیروی" اما خوانده شد "میانه روی". اما آقایان! چیزهای دیگری هم هست که ما نوشتیم و جور دیگری خوانده شد؛ نوشتیم "فکه"، خوانده شد "مکه". نوشتیم "خط مقدم"، خوانده شد "خیر مقدم". نوشتیم "احمدی نژاد"، خوانده شد "مشایی". نوشتیم "سر همت"، خوانده شد "همسر همت". نوشتیم "نا گفته های جنگ" ، خوانده شد "گفته های قشنگ". نوشتیم "عدالت"، خوانده شد "عداوت". نوشتیم "طلاییه"، خوانده شد "زعفرانیه". نوشتیم "شاخ شمیران"، خوانده شد "کاخ شمیران". نوشتیم "جانباز"، خوانده شد "باندباز". نوشتیم "بسیجی"،
ادامه مطلب
+موسوی کاشانی
| یکشنبه یازدهم بهمن 1388
|

در هنگام مناظره آقای شریعتمداری با کواکبیان به نکته ظریفی برخوردم. در آن زمان آنچنان آقای شریعتمداری نماینده اصلاح طلب مجلس را در گوشه رینگ مناظره با منطق و اطلاعات خود زمین گیر کرده بود که تقریبا در برابر تمام گفته های کواکبیان جوابهایی کوبنده و عقل پسند و مستند می داد. اما همين که آن نماینده با زیرکی بحث آقای مشایی را پیش کشید ناگهان شریعتمداری زبان در کام کشید و دیگر نتوانست چیزی بگوید.
قبل از ورود به بحث باید چند نکته را یادآور شویم:
۱- همه می دانیم رابطه و علاقه آقای احمدی نژاد و مشایی مربوط به دولت دهم و این روزها نیست که همه نگران تاثیر برخی دیدگاههای این شخص بر روی احمدی نژاد شده اند.
در کنار شهردار اصولگرای قبلي تهران با چهره انقلابی و مردمی اش که باعث شد از كنار او گروههای اصولگرا در دوره اصلاح طلبان از انزوا خارج شوند ،در آن زمان همین آقای مشایی همراه و رفیق شفیق آقاي شهردار بود و حتی قبل از آن نیز در معيت هم بوده اند. احمدی نژاد وقتی با دیدگاههای ضد صهیونیستی و مردم گرایانه اش در مقام رئیس دولت نهم نیز قرار گرفت ، مشایی را در کنار خود با همین دیدگاههای خاص داشته است و تا هم اکنون که می بینیم.
ادامه مطلب
+موسوی کاشانی
| پنجشنبه هشتم بهمن 1388
|

ادامه مطلب
+موسوی کاشانی
| پنجشنبه بیست و چهارم دی 1388
|

نسخه اصلی بیانیه شماره ۱۷ موسوی بیخود بیخودکی پیدا شد که موسوی در آن نوشته است:
فرض کنید بسمل
السلام الل الل و الک دولک
همواره توی کله ام می کوبیدند که اگر شما دیگه حرف بیخود نزنی و بیانیه اضافی از خودت در نکنی دیگه هیچ کس غلط اضافی نمی کنه و هیچ سطل زباله ای توی خیابونهای شهر توسط بچه سوسولها سوزانده نمی شود. اونها فکر می کنند که جنبش آشغالیسم من به این راحتی ها خاموش خواهد شد اما زهی خیال باطل! که بوی گند آن دیگه دماغ خودم را هم سوزانده است. بنده به عنوان یک همراه بی کله جنبش عظیم سبز لجنی شمال شهری ها با این نظر موافق نبودم و می اندیشیدم که تا اصلاحات لازم با تکیه براصول روشن که می توان آنها را از ته همین سطل آشغال های غنی شده تهران استخراج کرد، صورت نگیرد ، از پای نخواهم نشست.
علیرغم درخواستهای فراوان اراذل و اوباش کهریزک که مصرانه مشتاق دیدار من و دوستان بودند، دیگه نه جناب کروبی سوتی داد و نه ممد شکلاتی دیگه حرف مفت زد و نه بنده چیز چیز کردم. با این وصف یک بار دیگر مردمی « رجوی جوی» و «پهلوی جوی» به صحنه آمدند و نشان دادند که اینها از اولش هم بنده را اصلا آدم فرض نمی کرده اند و دو ریال هم برایم ارزش قائل نبوده اند دیگه چه برسه به کروبی. آنها از طریق شبکه های زیرخاکی و برخی چیزهای بیخود دیگر خیلی غلط های دیگه هم می کنند که قبل از انتخابات و اعلام رئیس جمهور شدن من هم به صورت خود جوش انجام می دادند. آنها دیگر منتظر حرفهای مفت من و کروبی و حتی ننجون کروبی و رفقای ایتالیایی ممد هم نمی شوند.
ادامه مطلب
+موسوی کاشانی
| دوشنبه بیست و یکم دی 1388
|

عمر عقاب از همه پرندگان نوع خود درازتر است
عقاب می تواند تا 70 سال زندگی کند
ولی برای این که به این سن برسد باید تصمیم دشواری بگیرد
زمانی که عقاب به 40 سالگی می رسد
چنگال های بلند و انعطاف پذیرش دیگر نمی توانند طعمه را گرفته و نگاه دارند
نوک بلند و تیزش خمیده و کند می شود
شهبال های کهن سالش بر اثر کلفت شدن پرها به سینه اش می چسبند و پرواز برای عقاب دشوار می گردد
در این هنگام، عقاب تنها دو گزینه در پیش روی دارد. یا باید بمیرد و یا آن که فرایند دردناکی را که روزها به درازا می کشد پذیرا گردد
برای گذرانیدن این فرایند، عقاب باید به کوهستان سنگلاخی پرواز کند
در آنجا عقاب نوکش را آن قدر به سنگ می کوبد تا خمیدگی زمخت نوکش از جای کنده شود
پس از کنده شدن آن، عقاب باید صبر کند تا نوک تازه ای در جای نوک کهنه رشد کند، سپس باید چنگال هایش را از جای برکند
زمانی که به جای چنگال های کنده شده، چنگال های تازه ای درآیند، آن وقت عقاب شروع به کندن همه پرهای قدیمی اش می کند
سرانجام، پس از 5 ماه دردناک عقاب پروازی را که تولد دوباره نام دارد، آغاز کرده و 30 سال دیگر زندگی می کند.
* شاید موقع آن رسیده که انقلاب در مسیر رشد خود یک دگرگونی هرچند دردناک را تحمل کرده و بعضی از خواص بی خاصیت را که آفت جان مردم و انقلاب شده اند از بدنه حساس نظام دور کند تا دوباره عقاب تیز پرواز انقلاب بتواند سبکبال و آزاد در سپهر معنوی و آرمانی خود پرواز کند.
+موسوی کاشانی
| سه شنبه هشتم دی 1388
|
اين روزها به مناسبت درگذشت مرحوم آقاي منتظري چند دسته عزادارند. گروه اول
مقلدين و علاقهمندان به ايشان و مخصوصا خانواده آن مرحوم كه از صميم قلب به آنها تسليت عرض ميكنم و در اينجا هيچ حرفي و هيچ اعتراضي به آنها ندارم.
گروه دوم كساني هستند كه اصلا كاري به مرجعيت و روحانيت و حوزه و اين حرفها ندارند. عزاداري آنها هم در اين روزها صرفا به اين خاطر است كه يكي از مخالفان سياسي جمهوري اسلامي را از دست دادهاند. تلويزيون بيبيسي و مخالفان نظام و امام و سايتهايي چون بالاترين از اين دسته هستند.
ادامه مطلب
+موسوی کاشانی
| پنجشنبه سوم دی 1388
|

متن زیر نوشته ای زیبا در خصوص شهادت و کربلا از سید شهیدان اهل قلم مرتضی آوینی است که به مناسبت این ایام انتخاب شده است.
خون حسين(ع) و اصحابش كهكشاني است كه بر آسمان دنيا، راه قبله را مينماياند... اگر نبود خون حسين، جوشيدن سرد ميشد و ديگر در آفاق جاودانه شب، نشاني از نور باقي نميماند... حسين سرچشمه خورشيد است... و بدان كه سينه تو نيز آسمان لايتناهي است با قلبي كه در آن خورشيد ميجوشد، و گوش كن كه چه خوش ترنْمي دارد در تپيدن: «حسين، حسين، حسين...» آن شراب طهور كه شنيدهاي بهشتيان را ميخورانند، ميكدهاش كربلاست و خراباتيانش اين مستاناند، كه اين چنين بيسر و دست و پا افتادهاند... آن شراب طهور را كه شنيدهاي تنها به تشنگان راز مينوشانند. ساقياش حسين است: حسين از دست يار مينوشد و ما از دست حسين. عالم همه در طواف عشق است و دايرهدار اين طواف، حسين است: اينجا در كربلا، در سرچشمه جاذبهاي كه عالم را بر محور عشق نظام داده است. شيطان اكنون درگير و دار آخرين نبرد خويش با سپاه عشق است و امروز در كربلاست كه شمشير شيطان از خون شكست ميخورد: از خون عاشق، خون شهيد.
ادامه مطلب
+موسوی کاشانی
| چهارشنبه دوم دی 1388
|
لطفا در نظرسنجی جدید سایت (سمت چپ ، قبل از آمار روزانه ) شرکت نمایید و نظر خویش را مرقوم فرمایید.
+موسوی کاشانی
| سه شنبه یکم دی 1388
|

به مناسبت ایام حسینی چند فایل صوتی زیبا با صدای سید شهیدان اهل قلم و از جملات قصار او در خصوص شهادت و کربلا آماده کرده ام که می توانید با کلیک روی تیترها آنها را دانلود و گوش کنید.
- راه ما راه سيد الشهداست
- اگر شهيد نباشد، خورشيد طلوع نمي کند
- خون پيکره حق، از قلب عاشورا است
- حيات انسان هر سال در محرم تجديد مي شود
- همين جا بود که عاشورا تکرار مي شد
- کربلا بيش از آنکه يک شهر باشد
- امشب شب عاشورا است و
+موسوی کاشانی
| جمعه بیست و هفتم آذر 1388
|

کربلا ، بيت الحرامي ديگر است
حاجيانش را ، مقامي ديگر است
نيّـتش ، ترک سر و تن گفتن است
در پي اش ، تکبير ِ در خون خفتن است
شيعه گي آيا شکم پروردن است ؟
يا به روز جنگ ، عذرآوردن است ؟
شيعه يعني امتزاج نار و نور
شيعه يعني رأس خونين در تنور
شيعه يعني بازتاب آسمان
بر سر ِ ني ، جلوه ي رنگين کمان
شيعه بايد آب ها را گِل کند
* زنده ياد حاج محمدرضا آغاسي
ادامه مطلب
+موسوی کاشانی
| جمعه بیست و هفتم آذر 1388
|

بالاخره نوبت به میرحسین موسوی رسید تا در دادگاه حاضر بشود و از خود در برابر اتهامات وارده دفاع کند. آقای موسوی ضمن پذیرفتن تمام اتهامات وارده به عنوان آخرین دفاع لحظاتی از وقت دادگاه را به خود اختصاص داد و اینگونه از خود دفاع کرد:
چه دفاعی از خودم بکنم جناب قاضی؟ من شریف تربیت شدم. من شریف بزرگ شدم. نه کسی منو می شناخت، نه کسی دیگه بنده رو میدید.اصلا 20 سال بود که کسی به من محل نمی ذاشت. من فقط یک هندوانه سربسته بودم و نه چیزی دیگر.
ادامه مطلب
+موسوی کاشانی
| چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388
|

ادامه مطلب
+موسوی کاشانی
| شنبه بیست و یکم آذر 1388
|

+موسوی کاشانی
| یکشنبه پانزدهم آذر 1388
|
میلاد فخر و برکت ایران، شفا بخش و التیام دهنده آلام و آرزوها، حبیب قلوب و انیس نفوس ما ایرانیان حضرت امام علی بن موسی الرضا در جمعه اي که همه اعداد بر هشت متوقف شده است بر شما مبارک باد

+موسوی کاشانی
| پنجشنبه هفتم آبان 1388
|

داستان یک رئیس جمهور
پسری باهوش و زیرک بود و از كودكي علاقه به علم و دانش داشت. او يك آهنگر زاده و شهرستانی بود.

از بچه مذهبي هاي محلشون بود.

میشد حدس زد که اعتقادات دینی محکمی دارد.
ادامه مطلب
+موسوی کاشانی
| پنجشنبه پنجم دی 1387
|