وي همچنين براي حل مشکلات موجود گفت: «براي برون رفت از وضعيت فعلي راه حلهايي... در خطبه نمازجمعه مطرح کردم و هنوز به آن معتقدم» (روزنامه ها88/11/4)
طبيعي است هر کس که راه حل ايشان را براي برون رفت از وضعيت فعلي ملاحظه مي کند اين سوال به ذهنش خطور مي کند؛ اگر رهبري صالح ترين فرد براي حل مشکلات است بايستي راه حل هاي ايشان که طي خطبه هاي نماز جمعه و سخنرانيهاي مکرر در خصوص فتنه اخير مطرح فرمودند چراغ راه باشد.
اگر راه حل هاي آقاي هاشمي در خطبه هاي26
رهبري معظم انقلاب اسلامي در خصوص مديريت نبرد نرم دشمن عليه انقلاب راه حل هاي شفاف و روشني را همواره مطرح کرده اند بايد ديد چرا آقاي هاشمي براي رسيدن به آن راه حل ها همگرايي نکردند و همچنان روي راه حل هاي خود پافشاري مي کنند. اگر آقاي هاشمي همچنان روي راه حل ها و پيشنهادات خود تاکيد دارند پس اين بيان که «رهبري صالح ترين فرد براي حل مشکلات است » يک تعارف و مصداق اتم دو پهلوگويي است.
به نظر ميرسد مواضع آقاي هاشمي پس از رويدادهاي تلخ13
نميشود دو راه حل متفاوت را براي فيصله بخشي يک مناقشه تصور کرد. هيچ عقل سليمي اين دو راه حل را نمي تواند با هم جمع کند، مفهوم تکرار آن از طرف آقاي هاشمي اين است که راهي براي برون رفت از وضعيت فعلي وجود ندارد.
اگر رهبري معظم انقلاب فصل الخطاب است - که هست - پس گشودن فصلي از راه حلها که ناظر به موضوع اختلافات و مشاجرات نيست براي چيست؟
صورت مسئله وضعيت فعلي، اختلاف دو گروه يا دو جناح نيست.
وقتي به ساحت مقدس ابا عبدالله الحسين و شعائر الهي کربلا در روز عاشورا اهانت مي کنند، وقتي به امام خميني (ره) و رهبر انقلاب در آشوب
مردم ايران در رفراندوم9
مردم با همزباني با علي زمان فرياد مي زدند؛
اين عمار، اين ابن تيهان، اين ذوالشهادتين؟
به نظر مي رسد مواضع حضرت آيت الله هاشمي رفسنجاني با شرايط روز سازگار نيست و پيشنهادهاي مطرح شده مربوط به7
براي هر حمله و فتنه گري دشمن بايد تاکتيک ها و زبان روز خود را به کار برد. مردم انتظار دارند آقاي هاشمي در پشت سر رهبري همان طور که تاکنون نظام و انقلاب را ياري داده اند رودرروي دشمن بايستد و به فتنه گران پاسخ قاطع بدهد.رجا









.gif)























