در هنگام مناظره آقای شریعتمداری با کواکبیان به نکته ظریفی برخوردم. در آن زمان آنچنان آقای شریعتمداری نماینده اصلاح طلب مجلس را در گوشه رینگ مناظره با منطق و اطلاعات خود زمین گیر کرده بود که تقریبا در برابر تمام گفته های کواکبیان جوابهایی کوبنده و عقل پسند و مستند می داد. اما همين که آن نماینده با زیرکی بحث آقای مشایی را پیش کشید ناگهان شریعتمداری زبان در کام کشید و دیگر نتوانست چیزی بگوید.
در تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴ شعارهای زیبا و فطرت پسندی مانند عدالت خواهی ، بازگشت به اصول ، مبارزه با فساد ، شفاف سازی، آزادی ، ساده زیستی، ارتباط نزدیک با مردم یا همان دولت ۷۰ میلیونی و ... توسط آقای احمدی نژاد به عنوان شعارهای کلیدی وی مطرح شد، شعارها چنان اصولی و مبنایی بود که بسیاری از افراد دلسوز ، مخلص . معتقد به اصول اولیه انقلاب را شیفته خود کرد و به سوی وی جذب شدند.
پافشاری رئیس جمهور در تحقق این اهداف در طول دوران ریاست جمهوری اش با وجود موانع و کارشکنی های متعدد باز هم باعث عمیق تر شدن ارتباط خیل دوستدارانش و در نتیجه افزایش ۷ میلیونی آرای وی در انتخابات ۸۸ نسبت به سال ۸۴ شد.
صداقت رئیس جمهور در پیگیری این شعارها باعث پذیرش خطاهای کاری و اغماض از بسیاری از نقص ها و اقدامات دیگر وی نیز گردید. برای مثال در بحث جابجایی مکرر وزرا در دولت قبل با این کلام و دلیل رئیس جمهور که برای حفظ سرعت و شتاب دولت مجبور به این تعویض ها هستم مسئله ای به این مهمی در برابر آن اهداف بلند توجیه پذیر می شد و یا تورم ناگهانی مسکن و موارد بسیار زیاد دیگر...
اما مدتی است که هسته مرکزی حامیان رئیس جمهور (نه توده های مردمی رای دهنده به وی) به درست یا به غلط یک مورد از اقدامات او را نمی توانند هضم کنند و به شدت بر روی آن حساس شده اند.
به دلایل و انگیزه های حساسیت ایجاد شده کاری نداریم اما چه اتفاقی افتاده که رئیس جمهور در برابر پذیرش خواسته بهترین و مخلص ترین حامیانش برای تغییر و جابجایی ساده در جایگاه ظاهری یک شخص اینقدر مقاومت می کند؟
چرا رئیس جمهور نمی تواند این خواسته را درک و اجرا کند و مشایی را کمی از خود دور کند؟ اصولا طلب این خواسته از منتخب مردم منطقی هست یا خیر ؟
قبل از ورود به بحث باید چند نکته را یادآور شویم:
۱- همه می دانیم رابطه و علاقه آقای احمدی نژاد و مشایی مربوط به دولت دهم و این روزها نیست که همه نگران تاثیر برخی دیدگاههای این شخص بر روی احمدی نژاد شده اند.
در کنار شهردار اصولگرا و ساده زيست قبلي تهران با چهره انقلابی و مردمی اش که باعث شد از كنار او گروههای اصولگرا در دوره اصلاح طلبان از انزوا خارج شوند و حياتي دوباره پيدا كنند، آقای مشایی در آن زمان رفیق شفیق آقاي شهردار انقلابي بود. احمدی نژاد وقتی با دیدگاههای دهه اول انقلاب و ضد صهیونیستی و مردم گرایانه اش در مقام رئیس دولت نهم نیز قرار گرفت ، مشایی را در کنار خود با همین دیدگاههای خاص داشته است و تا هم اکنون که می بینیم.
۲- با تامل در كنه برخي از دیدگاههای آقای احمدی نژاد که اتفاقا جذابیت برای عموم مردم و همه ما دارد تشابهات بسیاری با برخی نظرات مشایی می بینیم. آنچه بیشتر باعث افتراق رئیس جمهور از او شده اغلب نحوه و چگونگی بیان آن است. این نظرات توسط احمدی نژاد بسیار پخته تر، منطقی تر، اصولی تر و جذاب تر بیان می شود به نحوی که بر دل نیروهای وفادار به انقلاب و نظام می نشیند حال آنکه وقتی همان دیدگاهها را مشایی می خواهد با صدای بلند اظهار کند چنان ناپخته و ناشیانه بیان می کند که داد همه بلند می شود و این موارد به کرات رخ داده است.
۳- وقتی شخصی به نام محمود احمدی نژاد که سالهای سال است با مشایی همراه بوده برای حفظ روحیات خود اینگونه احساس نیاز به وجود این شخص در کنارش می کند مسلما او به وضعیت خود بیشتر از هر کس دیگری واقف است. بیم آن می رود که عده ای بخواهند با اصرار بر اجرایی شدن پندارهای خود باعث تاثیرات غیر قابل پیش بینی و تغییرات در دیدگاهها و مواضع رئیس جمهور شوند. شاید برخلاف نظر بسیاری نجواهای درگوشی مشایی بر روی رئیس جمهور اثر مثبت دارد.
۴- همگان می دانیم تحمیل یک خواسته به یک مقام مسئول پذیرفتنی نیست و آن مسئول هم اگر از ثبات شخصیت برخوردار باشد در برابر آن مقاومت می کند چرا که پذیرش یک خواسته اجباری فتح بابی است برای تحمیل خواسته های بجا و نابجای دیگر حتی از طرف دوستان
اما چند سخن با رئیس جمهور محترم و محبوب :
آقای دکتر! شما بارها گفته اید که تمام عالم هستی وسیله و ابزاری است برای تقرب به درگاه باری تعالی و مادیات و مقام های دنیوی هیچگاه در دین ما یک اصل نبوده است بلکه همه فقط ابزارهایی هستند در خدمت انسان نه هدف، و می دانم که به این امر یقین دارید.
از سویی شما اعتقاد دارید که آقای مشایی از شخصیت فرهیخته و خود ساخته ای برخوردار است اما این نکته برای ما مبهم است چه دلیلی وجود دارد که همواره سعی می کنید این شخصیت را با دادن مناصب ظاهری و دنیوی به وی دارای ارج و قرب بیشتر کنید.
مطمئنا برای حفظ و استفاده از فکر یک فرد صاحب اندیشه و یا یک فرد خود ساخته در جوار خود سپردن سمت های دردسر ساز بدترین کاری است که می شود در حق او انجام داد در حالیکه شما می توانید در دستگاه عریض و طویل دولت و بدون اینکه ذره ای ایجاد حساسیت در افراد آگاه و ناآگاه کنید از پتانسیل های موجود این شخص حداکثر استفاده را ببرید.
آقای احمدی نژاد بسیاری از کسانی که بیش از پنج سال است بدون ذره ای چشمداشت مادی برای بسط و گسترش اهداف متعالی و اصولی بیان شده از سوی شما تلاش می کنند صراحتا می گویند که در حال حاضر شما نادانسته بیشتر از هر کسی در این کشور به دوست قدیمی خود آقای مشایی ظلم می کنید.
وقتی که بسیاری از دوستداران شما با چند دلیل (البته ما همه را تایید نمی کنیم) نسبت به مشايي حساس شده اند و گاهي بيشتر از حد واقعيت هم درباره اين مسئله بزرگنمايي شده است قرار دادن او در موقعیت هایی که در معرض دید و قضاوت همگان و حساسیت بیشتر است باعث اتلاف فرصت ها ، افزایش بهانه ها ، بالا رفتن هزینه ها و ایجاد موانع در مسیر اتخاذ تصمیم گیری های دولت در محيطي آرام و بدون تنش می گردد.
مسلما در حال حاضر بهترین و مفیدترین راهکار برای بهره مندی از چنین شخصیتی، استفاده از او در قسمتهای غیر علني است. در حالیکه همه ما خوب می دانیم پست هایی مانند مسولیت دفتر فرد را در تیررس اتهام ها و انتقادهاي گوناگون قرار می دهد در حالیکه مناصب مهم تر و در شان ایشان و غير حساس وجود دارد که می توانید در این زمینه بیشتر بررسی کنید.
وقتی شخصی اینگونه از سوی خیل گسترده ای از بدنه اصلی حامی و دوستدار شما مورد حمله قرار می گیرد و در سوی دیگر نیز آتش بیاران معرکه و مخالفین شما نيز برای شورتر کردن آش وارد معركه می شوند می دانید این داستان چه فرجامی خواهد داشت؟
ترور شخصیت آن فرد و از هم گسیختگی انسجام همراهان صدیق شما به بهای هیچ. در این میان دو ظلم خواهد شد: اول به آن شخص كه اصلا در اين فضا نمي توان از وي دفاع كرد، دوم به اهداف بلندي که در این میانه ذبح خواهند شد. از شما خاضعانه می خواهیم بیشتر از این به شعارها و شخص مورد علاقه خود ظلم نکنید.










.gif)























