
در سناريوي کودتاي مخملين طراحي شده به قصد براندازي نظام اسلامي توسط کودتاگران، براي رسانهها و موسسات فرهنگي - هنري غربي نيز نقش قابل توجهي ديده شده بود. اين مراکز به ظاهر هنري که سالهاست شعار جدايي هنر از سياست سر مي دهد, در عمل سردمدار ورود سياست به عرصه هنر بوده و مکانيزم انتخاب آثار برتر آن به شدن متاثر از فضاي سياسي پشت پرده اين جشنواره ها مي باشد. اين مراکز هنري وظيفه داشتند تا با بزرگنمايي و توجه ويژه به هنرمندان وابسته به فتنه سبز و آثار خلق شده که به نوعي مبلغ و مروج نظرات فتنه گران است, کمک روحي - رواني براي جريان فتنه گران بوده و از سويي افکار عمومي جهانيان را نيز با اين جريان همراه نمايند.
حوادث پس از انتخابات را طبق اعتراف بسياري از کارشناسان ميتوان در قالب سناريوي کودتاي مخمليني تحليل نمود که در آن جايگاه ويژهاي براي بيگانگان ديده شده بود. در اين بين رسانهها و موسسات فرهنگي - هنري غربي نيز بخش عمدهاي از عمليات رواني کودتا را بر عهده داشته و با بزرگ نمايي حوادث ايران و حمايت از فتنه گران سبزپوش تکميل کننده اقدامات ديگر همکاران در اين پروژه بودند.
انتخاب آثار مرتبط با حوادث ايران و اقدامات مخالفين نظام اسلامي و اهداي جوايز به آنها، در حقيقت بخشي از تلاش استکبار جهاني براي حمايت معنوي از فتنهگران و معرفي آنها به افکار عمومي جهانيان است تا بتوانند فشارهاي بين المللي را بر جمهوري اسلامي افزايش داده و چهره ناپسندي از نظام اسلامي براي مردم دنيا ترسيم نمايند.
حمايت از قلم بدستان، فيلم سازان و عکاسان حامي فتنه سبز، همچنين حمايت از برخي آثار مرتبط با فتنه گران از جمله اين اقدامات است که در اين روزها افزايش يافته است. اين سناريو بلافاصله با اظهارات منتخبين تکميل ميگردد آنجا که اين افراد در برابر دوربين خبرنگاران ضمن حمايت از سناريوي کودتاي سبز، در رفتاري تکراري و مشابه جوائز خود را به يکي از فتنه گران سبزپوش اهدا ميکنند! به عنوان نمونه موارد زير را در ذيل اين سناريوي طراحي شده ميتوان مورد ارزيابي قرار داد:
1- معرفي "احمد زيدآبادي" روزنامه نگار و دبيرکل سازمان "ادوار دفتر تحکيم" به عنوان برنده جايزه "قلم زرين آزادي" سال 2010 از سوي "انجمن جهاني روزنامهها و ناشران خبر". اين داستان در حالي صورت مي گيرد که وي به همينک به دليل جرائم انجام داده در جريان حوادث پس از انتخابات به حکم دادگاه به ۶ سال زندان، ۵ سال تبعيد به گناباد و محروميت دائمي از فعاليت سياسي و اجتماعي محکوم شده است. البته اهداء اين جايزه دور از رويه اين مجموعه نبوده و پيش از اين نيز يکبار اين جايزه به "اکبر گنجي" ضدانقلاب فراري در سال 1384 اعطا شده بود.
2- معرفي عکسي با عنوان "معترضان بر بامهاي تهران" به عنوان برنده بهترين عکس خبري سال توسط موسسه "ورلد پرس فوتو". اين عکس که توسط عکاس ايتاليايي پيترو ماستورزو (Pietro Masturzo) گرفته شده، زني را نشان ميدهد که در پي حوادث انتخابات ايران روي پشت بام فرياد ميِزند. اين اثر نکته قابل توجهي از لحاظ فني و هنري ندارد و يک عکس معمولي است و تنها به دلايل سياسي انتخاب گرديده است. داوران مدعي اند عکس پيترو ماستورزو "تنش و هيجان در لحظه را به خوبي ثبت کرده است" اما توجه به عکس نشان ميدهد که عکس کاملا بي روح و غيرشفاف گرفته شده است.
3- انتخاب مجموعه عکس هاي يک عکاس فرانسوي از اعتراضات مخالفان دولت ايران به عنوان دومين مجموعه عکس سال "ورلد پرس فوتو".
4- اعطاي جايزه "لوسي" به "رضا دقتي"، عکاس و خبرنگار ايراني در دي ماه گذشته. وي در اين مراسم جايزه خود را به "ندا آقاسلطان" تقديم کرد! دقتي که ساليان سال است در پاريس اقامت دارد براي دريافت اين جايزه هنري به نيويورک رفت و در روز جمعه ۱۸ دي ماه در سالن تئاتر مرکز "هنري لينکن" خطاب به حضار شرکت کننده در مراسم دريافت جايزه گفت: «ما صداي کساني هستيم که بي صدايند، ما اينجا هستيم تا جهان چشمانش را به روي دردها و جنگها نبندد. من اين جايزه را به کساني تقديم ميکنم که در نبرد براي جهاني بهتر حتي از ادا کردن جان خود نيز دريغ نکردند. همچنين اين جايزه را به شهروندان ايراني تقديم ميکنم، مبارزين بي نام و نشان راه آزادي که توانستند از طريق تلفنهاي همراهشان تصويرهايي را به عنوان سند و مدرک ثبت کنند. با احترام ويژه به يک صدا که در ايران خاموش شد، چه را که تصميم گرفته بود در راه آزادي و عدالت قدم بردارد. زن جواني که تصوير مرگش تمامي صفحهها را تسخير کرد، او نامش ندا بود، تقديم به ندا!»
5- محسن مخملباف، کارگردان ضدانقلاب فعال شده در آمريکا نيز برنده جايزه «آزادي براي خلق هنري» شد. وي در اقدامي کاملا سياسي که از حقايق پشت پرده اهداء چنين جوايزي حکايت دارد در اين مراسم اعلام داشت: «هر جايزهاي كه دريافت ميكنم، برايم فرصتي فراهم ميكند تا طنين صداي آنها [فتنه گران سبزپوش] را به گوش جهانيان برسانم؛ صدائي که دموکراسي براي ايران و صلح براي دنيا را طلب ميکند.»
وي همچنين اين جايزه را که در 7 آذرماه در موزه "ويکتوريا و آلبرت" لندن دريافت کرده بود به "پدر معنوي فتنه سبز ايران"، آقاي منتظري، تقديم کرد.
اين جايزه، جايزهاي بينالمللي است که هر ساله در ظاهر به هنرمنداني تعلق ميگيرد که با اثر هنري خود به توسعه آزادي و عدالت اجتماعي در جهان کمک کرده و عليرغم خطراتي که آنها را تهديد ميکند همچنان به فعاليت خود ادامه ميدهند. هيات داوران اين جايزه محسن مخملباف را از ميان بيش از ۱۴۰۰ هنرمند از سراسر جهان به عنوان برنده امسال اين جايزه برگزيده است.
6- مخملباف همچنين جايزه جشنواره حقوق بشر نورنبرگ آلمان را نيز به مهدي کروبي به دليل طرح ادعاي دروغين «تجاوز در زندانهاي ايران» تقديم کرده بود؟!
7- دختر وي حنا مخملباف نيز جايزه ويژه فستيوال "زنان جهان" براي فيلم "روزهاي سبز" را به عباس امير انتظام، فعال سياسي زنداني اهدا کرده بود.
8- تازهترين پرده از نمايشنامهي اهداء جوائز به فتنه گران سبزپوش، نيز اعطاي جايزه روزنامه نگاري "جورج پولک" براي بهترين فيلمهاي خبري در سال ۲۰۰۹ بود که به تصويربردار ناشناسي اختصاص يافت که از صحنه ساختگي قتل ندا آقا سلطان فيلمبرداري نموده بود.
اين اخبار بلافاصله با آب و تاب فراوان توسط سايتهاي خبري و وبلاگهاي وابسته به فتنه گران بازتاب داده شده و از آن به عنوان سندي بر محکوميت نظام اسلامي و حقانيت و مظلوميت! فتنه سبز ياد گرديد. اين در حالي است که شواهد متعددي بر ساختگي بودن صحنه قتل ندا آقاسلطان دلالت دارد و بررسي هاي به عمل آمده حضور از پيش برنامه ريزي شده دوربين فيلمبرداري در آن صحنه را کاملا تائيد مينمايد.
در مجموع بايد گفت که اين حمايتها، عمليات سياسي هماهنگي است که هزينههاي بالايي را براي اين جشنوارههاي به ظاهر فرهنگي - هنري به همراه داشته و برخي از آنها اعتبار و حيثت کاري خود را براي اين کار گذاشتهاند. اقدامي که حکايت از اهميت بالاي حمايت از فتنهگران سبزپوش ايران براي دستاندرکاران پشت پرده اين جشنوارهها دارد، دست اندرکاراني که اغلب آنها را عناصر صهيونيستي تشکيل ميدهند.
اما نکته مغفولي که کودتاگران به آن توجه نکرده اند آن است که ملت ايران همواره نسبت به حمايت بيگانگان از رجال سياسي خود بدبين بوده و آن را به عنوان نقطه ضعف و محل ابهام در نظر ميگيرند. چنين افراد و جرياناتي از نگاه آنها نميتوانند مورد اعتماد بوده و همنشيني و حمايت بيگانگان موجب جدايي و افتراق از ملت خواهد شد. معضلي که امروز سران فتنه با آن مواجه بوده و هواداري را ديگر در اطراف خود مشاهده نميکنند.
برگزاري مراسم باشکوه راهپيمايي ملت ايران در روز 22 بهمن که قريب به 50 ميليون نفر جمعيت حاضر در صحنه در سراسر کشور يک رنگ و يک صدا برائت خود را از منافقين و توطتهگران اعلام کردند، آخرين ندايي بود که از شکست ستاد داخلي و خارجي کودتاي سبز خبر داد و نشان داد که تلاشهاي شبانه روزي فتنه گران در هشت ماه گذشته با بصيرت و استقامت ملت خداجوي ايران زمين ناکام مانده است.








